
جلسه ۳۶۱
تنبیهات أصالة البرائة . التنبیه 4: کیفیة الاحتیاط فی الشبهات الوجوبیة
جلسه ۳۶۱
توضیحات:
تنبیهات أصالة البرائة . التنبیه 4: کیفیة الاحتیاط فی الشبهات الوجوبیة
جلسه ۳۶۱
9من یک وقتی راجع به ذکات سمک با مرحوم آقا رضوان الله تعالیٰ علیه صحبت میکردم. دربارۀ سمک داریم که «ذکاتُهُ أخذهُ حَیّاً»1 نداریم که موتُهُ خارج الماء. یک وقتی در مورد ذکات میگوییم که موتُهُ خارج الماء خب طبعاً برای اکل و استفاده باید اول موت تحقق پیدا بکند تااینکه بعداً این مذکّیٰ بشود و خارج الماء باید باشد. ولی دربارۀ سمک نداریم اخذُهُ حیاً و موته خارج الماء مانند جراد.2 یعنی همین که حیاً او را بگیرید که موت مستند به ماء نباشد بلکه مستند به اخذ باشد. لذا میشود استفاده کرد که اگر در خود دریا و در اعماق دریا این کشتیهای صیادی و اینها که در اعماق دریا ماهی میگیرند و بعد این ماهیها را در محفظۀ خودشان میریزند و در همان جا هم ماهیها میمیرند این اشکال ندارد. بهخاطر اینکه این ماهی بعد الأخذ مرده است نهاینکه در آب بوده است. یعنی او را گرفتهاند و بعد این جدای از آب فوت کرده است.
البته میتوانیم حتی یک استفادۀ دیگری هم از آن بکنیم که مقصود از «أخذُهُ حیاً» یعنی این اخذ بشود حیاً ولو اینکه در ماء هم بمیرد، اشکال ندارد. مثل اینکه ماهی به تور ماهیگیری گیر کرده است و بعد در خود آب میمیرد. میتوانیم بگوییم که این بهعنوان یک احتمال است. بهعنوان احتمال هست که منظور از این موت، موت مستند به اخذ نباشد بلکه موت مستند به چیز باشد ولی علیٰکلِّحال ما نمیتوانیم به یک همچنین چیزی به این زودی فتوا بدهیم. این فتوا مشکل است و جرئت میخواهد که باشد. شاید قصد شارع این باشد که اصلاً این فوت در آب نباشد، شاید مقصود شارع اینطور باشد ولی علیٰکلِّحال این مسلّم است که اگر در یک محفظه ولو فی الماء ماهی باشد قطعاً ذکات صدق میکند.
ایشان مریض بودند آن موقع یَرقان داشتند و برای ایشان در بیمارستان از آن ماهیها کوچک آورده بودند که میگویند کسی که یرقان دارد این ماهیهای کوچک را بخورد درمان میشود. بعد میگفتند که حالا این را هم باید زنده خورد؟! حالا ما این را چطوری بخوریم؟! بعد گفتم که آقا اشکال ندارد، گفتند که نه، اینکه هنوز میّت نیست! گفتم که الآن شما که این را میگیرید، ذکات برای این صدق میکند. ایشان گفتند که نه اجماع هست بر اینکه باید موت باشد. گفتم که این اجماع بدون دلیل است، چه کسی گفته است؟! از کجا شما میگویید که اجماع هست؟! اینکه اجماع هست که من هم یکی، میگویم که نه! ایشان همینطور ماندند! گفتم که اگر این استبعاد عُرفی است استبعاد که دلیل نیست. البته به افراد عُرف اگر نگاه بکنیم نمیگویند که همینطور بخور، آدم یکطوریاش میشود. یعنی ناراحت میشود از اینکه حیاً قورت بدهد. البته مسئلۀ تداوی بهجای خودش، در حالت عادی را عرض میکنم که شما ماهی را بگیرید و همینطور بخورید، ماهی هم که همۀ اعضایش اشکال ندارد. یعنی چیزی است که عضو محرّم ندارد.
- . وسائل الشیعة، ج ۲4، أبوابُ الذَّبائِحِ، 31 ـ بابُ أنَّ ذَكاةَ السَّمَكِ إخراجُهُ مِنَ الماءِ حَیّاً و یَحِلُّ بِغَیرِ تَسمیَة، ص ۷5، ح 8، با قدری اختلاف.
- . الكافي، ج 6، كتابُ الصَّید، بابُ الجَراد، ص 222، ح 1:
«عَن مَسعَدَةَ بنِ صَدَقَةَ قال: سُئِلَ أبوعَبدِاللهِ علیهالسّلام عَن أكلِ الجَرادِ فقال:” لا بَأسَ بِأكلِهِ.“ ثُمَّ قال علیهالسّلام: ”إنَّهُ نَثرَةٌ مِن حوتٍ فی البَحرِ.“ ثُمَّ قال ”إنَّ عَلیّاً علیهالسّلام قال: إنَّ السَّمَكَ و الجَرادَ إذا خَرَجَ مِنَ الماءِ فَهوَ ذَكیٌ و الأرضُ لِلجَرادِ مَصیَدَةٌ و لِلسَّمَكِ قَد یَكونُ أیضاً.“»
ترجمه: «مسعدة بن صدقه گويد: از امام صادق عليهالسّلام درباره خوردن ملخ پرسيده شد. فرمود: خوردن آن ايرادى ندارد. آنگاه فرمود: ملخ، گونهاى از ماهى دريايى است. سپس فرمود: على عليهالسّلام فرمود: هرگاه ماهى و ملخ را از آب بيرون بياورند، تذكيه شده است و زمين، دام و تلۀ ملخ است. ماهى نيز همين حكم را دارد.» (محقق)
