جلسه ۳۶۱
3معنای الزام و تعلق تکلیف
مطلبی که در اینجا به نظر میرسد این است که بحث در مورد سعه عبارت از تعلق تکلیف بر یک شیء بهعنوان حکم الزامی است یعنی حکم الزامی بر یک موضوعی، گریبان مکلف را بگیرد و او را نسبت به اتیان به آن مورد ملزم کند. این معنا، معنای الزام و تعلق تکلیف است. بنابراین در مانحنفیه وقتی که حکم شارع در تخییر، منبابمثال در کفارۀ صوم رمضان بر عتق رقبه یا بر صوم ستین یوماً یا بر اطعام ستین مسکیناً تعلق میگیرد در اینجا سه چیز مورد تعلق تکلیف قرار گرفته است که کفاره است، نه دو چیز، یعنی ستین مسکیناً بهعنوان یک حکم الزامی شامل حال مکلف خواهد شد. ثمرۀ نزاع در کجا ظاهر میشود؟ ثمرۀ نزاع در آنجا ظاهر میشود که اگر قرار باشد ادلۀ برائت در اینجا جاری نباشد پس در وقتی که عتق رقبه ممکن نبود مثل زماننا هذا و از آنطرف بهواسطۀ مرض، صوم ستین یوماً هم در آنجا امکان نداشت دیگر حکمی بر مکلف در اینجا وارد نمیشود، زیرا بهواسطۀ ادلۀ برائت آن اطعام ستین مسکیناً منتفی شده است. اما اگر برائت در اینجا جاری نشود و حکم متعلق به آنها بشود، بنابراین اگر او نتواند صوم ستین یوماً را بگیرد دراینصورت ملزم به اطعام ستین مسکیناً خواهد بود پس اینکه منافاتی با سعه ندارد بلکه دقیقاً عین سعه است وقتی که ما بهواسطۀ ادلۀ حدیث سعه و حدیث رفع تعلق حکم را به اطعام ستین مسکیناً برداریم این توسعه بر مکلف است و دیگر راحت برای خودش راه میرود! میگوید که رقبه که فعلاً وجود ندارد از آنطرف هم مریض هستیم و نمیتوانیم شصت روز روزه بگیریم پس آن ستین مسکیناً هم با ادلۀ برائت رفت پس هیچ اما اگر قرار بر این بشود خب دیگر دراینصورت این ستین مسکیناً شامل حالش خواهد شد. این مسئله در تتمۀ مطلب قبل بود که باقی مانده بود.

