جلسه ۳۶۱
5انجام بحثها در اصول در عالم تخیلات
یک مسئله را من میخواستم خدمت رفقا عرض کنم و آن اینکه ما یکی از چیزهایی که در اصول متأسفانه داریم و داشتیم این بود که همیشه در عالم تخیلات بحثها انجام میگرفت. در همین مورد اتفاق امت بر دلیلینی که لا ثالث لَهُما هست! خب شما یک مورد برای ما مثال بزنید که در اینجا امت اتفاق دارند درحالیکه دلیلی وجود نداشته باشد! آخر در عالم خیال که حرف زدن معنا ندارد. امت بیایند اتفاق کنند، کجاست؟! هزار و چهار صد سال یک مورد کجاست که یکی بگوید: امر، یکی بگوید: نهی و هیچ هم مستند نداشته باشد، اینکه معنا ندارد! وقتی که نیست چرا اصلاً این بحث را بیاورد؟! چرا یک بحثی را بیخود وارد کند و سر آن حرف بزند و بعد هم روی این قضیه پافشاری کند؟!
طرح اشکال نسبت به مسئلۀ اجماع
یکی از مطالبی که از اینجا متفرّع میشود همین مسئلۀ اجماعات است. دربارۀ اجماعات مشکلی که از اول بوده است و ما نسبت به این مسئله با دیده و با نظرۀ تردید نگاه میکردیم این قضیۀ تحقق اجماع در اینجا هست. ببینید مسئلۀ اجماع یک وقتی آنطوریکه اجماع را تعریف میکنند، میگویند که اجماع مانند یکی از ادلۀ ثلاثه، خودش داخل در ادلۀ اربعه است و بهعنوان حجت، بهعنوان دلیل، دلیل برای فعل مکلف مانند کتاب و سنت و عقل در اینجا حجیت دارد. یعنی ما یُحتَجُ بِهِ الله است و یا ما یُحتَجُ بِهِ عَلی الله است؛ همانطوریکه بهواسطۀ کتاب احتجاج میکند یُحتَجُ بِهِ الله یا بهواسطۀ سنّت، بهواسطۀ اجماع هم خدا بر امت احتجاج میکند. خب این اجماعی که بدون یک دلیل بخواهد محقق باشد در کجا بوده است؟! یعنی در این هزار و چهار صد سال اجماعی که در این اجماع فتوای بدون مستند شرعی و بدون مستند روائی و بدون مستند عقلی [باشد کجاست]؟! اگر عقل باشد که سیرۀ عقلائیه است و دیگر اجماع در آنجا نیست، یااینکه اگر کتاب باشد خود آن کتاب است. در واقع اجماعی باشد بدون استناد به این دلیل شرعی و یا دلیل روائی، این اجماع حجت باشد، این کجای قضیه است؟! اگر مسئلهای باشد که مجمعٌ علیه باشد آن داخل در ضروریات دین است و به اجماع کاری ندارد، مسئله آنقدر روشن است و واضح است و ادلۀ آن هم هست، نهاینکه ادلۀ آن نیست، ادلۀ آن هم إلیماشاءالله هست و مسئله جزو ضروریات است. اگر مسئله جزو ضروریات نباشد و اجماع باشد بدون مستند، آن کجاست؟! اینهم از همان عالم تخیلات است.

