جلسه ۳۶۱
6اشکال به مرحوم شیخ راجع به مطرح کردن بحث اجماع در رسائل
مرحوم شیخ چقدر راجع به اجماع در رسائل بحث کرده است! من اصلاً هیچ توصیه نمیکنم به اینکه بحث اجماع را در رسائل اصلاً کسی بخواند. هیچ بیخود همینطوری در بحث ظنون آمده و یکی هم در اجماع مطرح کرده است همینطوری مرتب راجع به آن گفته است درحالیکه اصلاً این اجماع وجود خارجی ندارد. پس این اجماعات منقوله چیست که در کتب مانند شیخ و امثاله نقل شده است؟! اجماع بنا بر رأی اینها عبارت از اتفاق فقهاء بر مفاد و معنای حجت شرعی است یعنی فقهاء بر یک مفاد حجت شرعی اتفاق داشته باشند پس این مستند، مستند مدرکی میشود ، دیگر اینطور نیست که نفس اتفاق این فقهاء بر یک مسئله کاشف از قول فلان باشد و اینها، این خودش استناد دارد.
اشکال به قاعدۀ لطف در اثبات اجماع
حالا این مسئله را هم ذکر میکنند که امام علیهالسّلام از باب لطف این اجماع را محقق میکند تااینکه منبابمثال این موضوع روشن بشود و ایتام آل محمد در اشتباه قرار نگیرند. خب این چه لطفی است که یک عدهای بر یک مسئله فتوا بدهند، بعد هم از اینطرف یک عدۀ دیگر خلاف آن را بفهمند؟! یک وقتی لطف این است که امام علیهالسّلام تکویناً میآید و یک مسئلهای را در قلوب القاء میکند. خب آن دیگر قول خلاف در اینجا معنا ندارد. اگر زور امام میرسد خب بیاید در ذهن من هم القاء کند! بحث، بحث تکوینی است و بحث تشریعی که نیست که امام بلند شود بیاید یک مطلبی را داخل قلوب افراد بیندازد. پس من که الآن نظرم در یک مسئلۀ فقهی بر خلاف اجماع است چرا این لطف امام شامل حال بنده نشده است؟! چرا نشده است؟! خب اگر قرار بر این است که امام بگوید: تو به اجماع نگاه کن ببین آنها اینطور هستند، میگویم که خب من هم یکی از آنها هستم، لعل اینکه آنها بهخاطر شما این قول را نپسندند، بهخاطر فهم خرابشان آمدهاند از این روایت این را فهمیدهاند و از این مستند این را متوجه شدند و کَم لَهُ مِن نظیر که فقهاء بهواسطۀ فهم اشتباه فتوای اشتباه دادهاند. مگر کم داریم؟! از زمان معصوم تا الآن ما اینقدر فتوای اشتباه داریم. خود أبیبصیر به امام صادق علیهالسّلام میگوید که آقا ما از شما چیزی را میشنویم و بعد وقتی که میآییم از خود شما مطلب خلاف آن را میشنویم به کدام عمل کنیم؟! یعنی دو جور حرف داریم از شما میشنویم.1
- . مصدر در حال بررسی

