جلسه ۳۶۲
14کیفیت صحیح مواجهۀ فقیه با روایات
بناءًعلیٰهذا ما در ارتباط با استنباط، آنچه که مورد نظر هست و شرعاً باید یک فقیه به آن ملتزم باشد این است که فرض کند که خود او این روایاتی را که از امام و از معصوم نقل میشود، باید روایات را بنا بر توثیق، حذف وسائط کند و خود را مستقیماً بلاواسطه درقبال امام علیهالسّلام بداند. فقیه باید فقط همینطور باشد یعنی فقیه وقتی که مراجعه به کتاب کافی میکند و دارد که علی بن ابراهیم عن فلان عن فلان عن زراره ... وقتی که متوجه میشود اینها همه موثوقٌ بها هستند اینها را حذف کند مستقیماً کلام را از موسی بن جعفر علیهماالسّلام باید بشنود والسلام. یعنی انگار موسی بن جعفر دارد به شخص فقیه این روایت را القاء میکند. باید فقیه اینطور درقبال روایات قرار بگیرد و بقیه را از زمان ائمه تا الآن هر کسی هرچه گفته باید کنار بگذارد؛ شیخ انصاری گفته، علامه حلّی گفته و... همه را کنار بگذارد و فقط باید فتوایش برود روی نفس روایتی که از امام علیهالسّلام دارد نقل میشود والسلام! دیگر تمام شد! چرا؟! چون تمام این اقوال علماء همۀ اینها بهدرد خودشان میخورد و هیچ حجیت شرعیهای برای ما افاده نمیکند.
فقط یک مطلب است و آن اینکه انسان وقتی که توجه به جلالت و عظمت بسیاری از این بزرگان میکند مثل مرحوم علامه حلّی، مثل محقق حلّی، مثل شیخ مفید بهخصوص، مثل سید مرتضی، مثل شیخ بهایی مثل ملامحسن فیض و امثالهم وقتی که به این جلالت و عظمت اینها نگاه میکند، شبههای در او پیدا میشود که برای رفع این شبهه ببیند این بزرگان با این سعۀ علمی چطور با این روایت برخورد کردند؟! فقط بهعنوان توضیح!
یعنی باید اولاًبلااول یک فقیه فقط و فقط فتوای خود را از روایاتی که درمقابلش هست بگیرد. تمام! روی کاغذ بنویسد. حالا که تمام شد برود سراغ فتوای افرادی از علما که مورد وثوق هستند نه هر کسی مثل این آقا که نوشته است: طفل میتواند نجس بخورد اشکال ندارد.1 فتاوای علمای موثوقٌ به هم را ببیند و کیفیت استدلالشان را ببیند تا شاید مطلبی درنظر آنها آمده باشد که از دید ما غافل باشد، فقط برایناساس! پس روی این جهت بر ما لازم است که فتاوای فقهاء را هم از این نقطهنظر مدّنظر قرار بدهیم. یعنی بعد الفتویٰ و بعد از اینکه نظر امام علیهالسّلام برای ما روشن شد، انسان برای عرفان و معرفت بیشتر در کلمات آنها هم یک دقت و نظری داشته باشد.
- . برای اطلاع بیشتر رجوع شود به رساله طهارت انسان، ص 105.

