جلسه ۳۶۲
3بناءًعلیٰهذا آنچه که برای اخذ قول راوی ملاک است، اگر انسان خودش اطلاعی بر شخص راوی بلاواسطه دارد که فبها والاّ اگر ندارد باید وثاقت موثقین این راوی، در کیفیت توثیق برای ما محرز باشد و این یک مسئلۀ بسیار مهمّی است که کمتر به این مسئله توجه شده است.
مثلاً به صرف قدح نجاشی شخصی را، حکم به قدح او میشود یا به صرف مدح بعضی از رجال درایه و حدیث یک شخصی را، موجب وثاقت اوست. درحالیکه صحبت در خود شخص موثّق است، صحبت در خود رجال حدیث است که به چه ملاک و به چه مبنایی شخصی را توثیق و شخصی را قدح میکنند؟! ما بسیار در کلمات مرحوم محدث نوری داریم که بعضی از بزرگان را مورد قدح قرار داده است درحالیکه آنها از بزرگان و از رجال حدیث و علم هستند! به صرف و ملاک برای آن قدح، صرفاً عدم توافق بین مبانی است، منبابمثال چون مبانی محدث نوری با مبانی شخص مورد نظر موافق نیست این موجب قدح او و اخراج او از زمرۀ ثقات و امحاء حکم و روایات او خواهد شد.
ما این مسئله را در بسیاری از موارد مشاهده میکنیم. منبابمثال در قاموس شوشتری ایشان بر طبق مذاق خودش مثلاً بعضی را افراد از حیّز وثاقت انداخته است مانند معروف کرخی. چون معروف میل به تصوّف داشته است لذا خبر او موثق نیست.1 خب این یک مسئلهای است! اولاً میل به تصوّف کجا موجب قدح خواهد شد؟! ثانیاً مسئلۀ وثاقت با مسئلۀ مبنا و عقیده دوتا است و چهبسا ما اخبار بعضی از عامه که مورد وثوق هستند را قبول میکنیم و به آن عمل میکنیم و لازم نیست که حتماً اخبار، اخبار شیعه باشد بلکه اگر فردی از عامه باشد که صادق در حدیث باشد چرا مورد قبول نباشد؟! الآن روایاتی که از زهری نقل میشود از امام باقر از امام زینالعابدین علی بن الحسین علیهمالسّلام اینها در کتب شیعه مضبوط است بااینکه ظاهراً از عامه بود. یعنی متمایل به حکومت بود. گرچه معنای عامه در سابق با الآن تفاوت و فرق میکند و من این مطلب را در همان جلد اول اسرار ملکوت توضیح دادم که اصلاً عنوان عامه و تشیع در سابق با الآن خیلی فرق میکند و مرزها و حدود در سابق به یک نحو بود و الآن به یک نحو دیگر است.2
- . قاموس الرجال، ج 10، ص 153. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به رساله اجتهاد و تقليد، ص 193.
- . اسرار ملكوت، ج 1، ص 267.

