جلسه ۳۶۲
9ماحصل مکتب تشیع
جناب ابن بابویه جنابعالی معصوم نیستید کلامی را که در من لا یحضر میگویید یا در جای دیگر، این کلام شما برای ما افادۀ عصمت را نمیکند، اگر دلیل دارید، دلیلتان را نقل بکنید و اگر دلیل ندارید آن دیگر بَینکَ و بین الله است و به ما دیگر ارتباطی ندارد. پشت سرت نماز میخوانیم، به زیارت شما هم میرویم. ـ رفتهاید یا نه؟! میدانید قبرشان کجا است؟! زیارت ابن بابویه هم میرویم، ما چند دفعه رفتهایم ـ ولکن از شما تقلید نمیکنیم چون تا آن آخرین نقطۀ کهکشان اختلاف است، شوخی که نداریم. حالا جلالت دارید بسیار خوب! شیعه هستید بسیار خوب! اینها همه بهجای خود ولی ما مکلف هستیم از معصوم تبعیت کنیم و السلام! این ماحصل مکتب تشیّع است.
ماحصل مسئلۀ اجماع
پس اجماعی را که آقایان معتقدند به حیثی باشد که کشف کند، ما این حیث را نفهمیدیم که چه حیثیتی است؟! چه شرطی است؟! آیا در خود اجماع این اقتضاء هست؟! نه یک همچنین اقتضایی در اجماع نیست. آیا اجماع داریم تا اجماع یعنی بعضی از اجماعات هست که کشف نمیکند ولی بعضی کشف میکند؟! آن فاصل بین این دو چیست که این اجماع کشف از کلام معصوم نمیکند و آن اجماع کشف میکند؟! این چه مایز و چه فاصلی است؟! این را هم نمیدانیم!
پس ماحصل مسئله در مورد اجماع این شد که شما میگویید که امام علیهالسّلام به مقتضای قاعدۀ لطف نمیگذارد که فقهاء همه در خلاف بمانند. اینقدر ما دیدهایم که اینها در یک عصری خلاف کردهاند! اینکه امام علیهالسّلام به مقتضای قاعدۀ لطف نمیخواهد بگذارد، آیا در عالم تئوری و فرضیه نمیخواهد بگذارد یا در عالم عمل؟! وقتی که یک فقیه یا مرجعی پنجاه میلیون نفر مقلِّد دارد و اشتباه میکند، اقتضای لطف امام زمان این است که این فقیه را از خطاء محفوظ نگذارد یا برود یک آخوندی که در روستای ورامین یک فتوا داده [را متوجه کند]؟! لطفش چطور شامل او شد اما شامل پنجاه میلیون نشد؟! این چه چیزی است؟!

