جلسه ۳۶۲
5کتابی در مورد تاریخ علماء اصفهان هست که در آنجا خیلی إلیماشاءالله نظایر این قضایا به چشم میخورد بهنحویکه اصلاً برای یک شخص متتبع دیگر جایی برای اخذ قول به موثِّق اصلاً نمیماند. مگر اینکه خیلی انسان خودش تحقیق کند و ببیند واقعاً این موثِّق، خودش موثَّق است یا نه؟! این کسی که موثِّق است روی چه ملاک و مبنایی فلان راوی را قدح میکند یا مثلاً رد میکند! بسیاری از این افراد به صرف روایاتی که جنبۀ استشمام غلو از آنها میشود خود راوی را هم در اینجا قدح میکنند! حالا راوی شخصی است که روایات عالیة المضامین را روایت میکند ولی چون این شخص نمیفهمد حکم به تصوّف و عدم قبول قول او و توثیق او را راحت صادر میکند!
اتفاقاً من یک وقتی دنبال این بودم که یک مجموعهای از اینجا بهدست بیاورم و پیدا بکنم و یک مقداری هم جمعآوری کردم. خوب است خیلی کار مفیدی است که اگر کسی بیاید این کار را انجام بدهد؛ این مسئلۀ بررسی و جمعآوری مدح و قدح روات مختلف توسط موثّقین و رجال حدیث مختلف بهواسطۀ اختلاف و اتفاق در مبانی، این خیلی مسئلۀ مهمی است. تابهحال یک همچنین چیزی انجام نشده است اگر کسی چیزی نوشته خیلی ناقص باید باشد یا بهطور مختصر است. اینکه کاملاً انسان جمعآوری بکند در طول هزار سال [اینطور نبوده است].
مثلاً یکی از افرادی که روایات او مورد قدح قرار گرفته است معلیٰ بن خنیس است درحالیکه او از افرادی بود از اصحاب سرّ ائمه به خصوص موسی بن جعفر علیهماالسّلام بود و بالأخره بهواسطۀ افشای خیلی از مسائل سَر خودش را به باد داد؛ هارون او را به قتل رساند. چقدر موسی بن جعفر او را نهی کردند از اینکه این نگوید و خلاصه تقیه را اعمال بکند ولی نکرد.1 الآن بعضیها همین که میبینند معلیٰ روایات جالبی را نقل میکند از نقطهنظر مضامین ولایی که خیلی مورد توجهشان نمیتواند قرار بگیرد بهواسطۀ ذمّی که موسی بن جعفر از او کردهاند که چرا معلیٰ این حرفها را میزند، همین را دلیل قرار دادهاند بر عدم توثیق او و روایتش را رد کردهاند. خب اینکه رد نیست با این که نمیشود رد بکنی! شما روایات معلیٰ را رد میکنید بهخاطر اینکه روایاتش مضامین عالی دارد و به صرف اینکه موسی بن جعفر میگویند، شما اینطور بکنید!
- . بصائر الدرجات، ج ۱ ص 4۰۳.

