جلسه ۳۶۴
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
ترس از مخالفت با اجماع موجب تغییر فتوای آقایان
کیفیت فتوای فقهی از اول تا الآن اصلاً محل ایراد بوده است. مثلاً همین شیخ انصاری در بحث طهارتِ یهودی و اهل کتاب صریحاً میگوید: روایاتی که دالّ بر طهارت هستند اقویٰ هستند از روایاتی که دلالت بر نجاست میکنند اما چون اجماع هست لذا ما قائل به اجماع میشویم.1 همین یعنی خلاف اجماع؛ نفس همین یعنی خلاف اجماع! دیگر از این واضحتر؟! حالا این شیخ بهخاطر ترس از مخالفت اجماع فتوای به نجاست میدهد، دیگری هم بهخاطر احترام شیخ فتوا به نجاست میدهد، یکدفعه یک اجماع میشود. الآن این فتوایی که این شیخ دارد به نجاست میدهد، بهخاطر ترس از مخالفت اجماع است نه بهخاطر فکرش، فکرش میگوید: طاهر. صریحاً میگوید: روایاتی که دلالت بر طهارت اهل کتاب میکنند مقدّم هستند باز درعینحال بهخاطر احترام اجماع و ترس از مخالفت با اجماع قول به نجاست را میگیرد. همین خرق اجماع شد دیگر! لذا بعضیها میگویند که اصلاً بهطورکلی اجماع در زمان شیخ طوسی و بعد از زمان شیخ طوسی حجیت ندارد بهخاطر همۀ شاگردان و تلامیذ شیخ طوسی مقلّد شیخ طوسی بودند آنوقت اجماعی که در آن زمان محقق میشد همه فتوای شیخ طوسی بود. چه اجماعی؟! اجماع نیست. اجماعی که بهخاطر احترام استاد حرف نزند که این دیگر اجماع نیست. اینکه اجماع نشد! مرحوم آقای بروجردی وقتی فتاوای بزرگان را رّد میکردند غالباً این حرف را میزدند و میگفتند که بزرگواری علما مانع از تحقیق و مطالعۀ طلاب نشود.2
فتوای مجتهد موجب دخل و تصرف در اعمال یک جامعه
این چه فقهی دراینصورت میشود؟! آقای شیخ انصاری شما دارید فتوا میدهید! یک مجتهد باید بداند الآن با این فتوایش دخل و تصرف در اعمال یک جامعه میکند. مسئله شوخی نیست! همینطور بگویم که نجس هستند؟! نمیشود. لذا صاحب جواهر هم همینطور میگوید که این اجماعی است و شعار برای شیعه است و بعد میگوید که فلانی مخالفت کرد آن هم مخالفت کرد، شیخ مفید هم مخالفت کرد، یک عدهای هستند مخالفت کردند، یک روایاتی هم داریم و بعد میگوید که چون مسئله اجماعی است، لذا به این روایات توجه نمیشود.3 چرا نمیشود؟! مسئله اجماعی باشد ما میخواهیم به این روایت توجه بکنیم.
- . جهت اطلاع رجوع شود به كتاب الطّهارة، شيخ انصارى، ج 5، ص 101.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به رساله اجتهاد و تقليد، ص 363.
- . جواهر الكلام، ج 6، ص 42. جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به رساله طهارت انسان، ص 118.

