جلسه ۳۶۵
11تلمیذ: ...
استاد: بله، بله، الآن در نیّت او خیر هست و در نیّت او نمیآید که این عمل حرام است. حالا یا از نقطهنظر فتوایی به اینجا نرسیده است که این حرام است و از آنطرف هم خب میخواهد یک عمل خیر انجام بدهد یعنی نفس او، او را به عمل خیر ترغیب میکند. الآن در اینجا حکمی که خدا برای این مقرر کرده همین ثواب است و میگوید که طبق این برو انجام بده! چون نرسیده دیگر، نرسیده، انجام بده.
شما در اینجا شاید بخواهید اعتراض کنید! بگویید که چرا خدا هدایتش نمیکند؟! یک آیۀ قرآن بیاید او را نهی کند! این را دیگر نمیدانیم! یعنی دیگر مسئله در اختیار ما نیست که در اینجا بخواهیم در کار خدا نسبت به این مسئله تردید و شک کنیم، نه میتوانیم این کار را انجام بدهیم و نه میتوانیم این عمل را دلیل بر صحت بگیریم! یعنی حجت، بگوییم که چون در اینجا چهار مرتبه یک آیۀ واحده آمده است پس این خودش دلیل میشود بر اینکه عمرۀ مفرده در أقلُّ مِن عشرة أیام مستحب است! این را هم نمیتوانیم انجام بدهیم. چرا؟! ما مکلف به ادله هستیم. ادله به ما میگویند که حرام است و ما باید اطاعت بکنیم.
حالا حکم هر شخص چیست؟ این از آن مواردی است که ما میگوییم که برای هر شخصی حکم خاص به خودش در اینجا باید لحاظ بشود. یعنی ممکن است که حکم به یک مرتبه برسد، اما از نقطهنظر شخصی ممکن است که شارع برای یک فرد، حکم خاص به خودش را جعل کرده باشد، و نسبت به این قضیه هم مسئله وجود دارد.
الآن این مسئله به ذهنم آمد، منبابمثال یکی از مسائلی که الآن وجود دارد مسئلهای است که مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ در کتابشان از عایشه نقل کردهاند دربارۀ آن شخص انصاری که پسر کوچکی را در منزلش آورده بود و بعد بزرگ شده بود و به بلوغ رسید. شخص نزد رسول خدا آمد که الآن این پسر به سن بلوغ رسیده است [چه کنیم؟!] اگر هم ما حکم به عمومیت نسبت به این زن [بکنیم که نامحرم است] الآن این خب میرود مثلاً او را میبوسد، خیال میکند مادرش هست، دست به سرش میکشد [مادر] با او مثل بچۀ خودش سر سفره مینشیند اگر ما بخواهیم به او بگوییم که این مادرت نیست ممکن است که خیلی یکدفعه اصلاً چیز بشود یعنی از نظر روانی یک تأثیر خیلی بدی در نفس او بهوجود بیاورد.

