جلسه ۳۶۵
15استاد: مورد شخصی است. اما حل مسئله به این است اما اینکه ما میتوانیم در هرجا این را بگوییم؟! نه اگر یک مورد شخصی شما پیدا کردید مثل این و مشرف بر خصوصیات مورد بودید [اینطور عمل کنید] مثل پیغمبر که مشرف بر این خانوادۀ خاص و عاقبت آن بود، و اینکه بعداً تا هفتاد پشت آن چه خواهد شد. مثل اینکه امیرالمؤمنین علیهالسّلام با مالکاشتر در جنگ هردو میکشند اما او گفت که من پانصدتا کشتم، حضرت گفت که نه بابا من تا هفتاد پشت او را نگاه میکردم اگر که شیعۀ من درمیآمد ردش میکردم، تو از دم درو کردی جلو رفتی!1 نه! اگر پیغمبری پیدا شد موردی به این کیفیت پیدا کرد ما اینطوری مسئله را حل میکنیم، نهاینکه حالا بیاییم به کار پیغمبر ایراد بکنیم ولو به کار پیغمبر ایراد وارد است اصلاً برای چه؟! مگر احکام خدا قابل تغییر و تبدیل است؟! باید بگوید که بایستی باهم جدا بشوند و هیچ مسئله فرقی نمیکند. چرا باید اینطور باشد؟!
تلمیذ: بنابراین فرمایش شما با نظر مرحوم علامه هیچ تفاوتی ندارد فقط شما سرّش را بیان فرمودید.
استاد: من سرّ را ...، در مسئلهای که ایشان بیان کردند اشکال را روی عایشه بردند.
تلمیذ: حکم کلی کرده است.
استاد: بله او یک حکم کلی کرده است ... من گفتم که اشکال بر عایشه وارد نمیشود چون بالأخره قضیه یک قضیۀ راست است، نفهمیده است نهاینکه مثلاً خواسته عناد داشته باشد و بعد مرحوم آقا در اینجا نسبت به بیان خود مسئله چیزی نگفتهاند، فقط گفتند که پیغمبر این حکم را کرد و این مورد، مورد خاص است اما اینکه این چه علتی دارد، علتش را بیان نکردهاند. من دارم علتش را بیان میکنم.
تلمیذ: بحث حجاب را که فرمودید در رابطه با این حجابهایی که در بعضی از قبائل و بعضی از طوایف با شکل خاص هستند اگر مجهولالهویه باشند پس اشکال ندارد چون جوّی است که برای نامحرم تحریکآمیز نیست.
- . جهت اطلاع رجوع شود به إرشاد القلوب، ترجمه رضائی، ج 2، ص 19، تعلیقه.

