جلسه ۳۶۵
9نگاه عرفانی به قضیۀ أقَلُّ ثواباً
علت عدم صحت فقهی بودن قضیۀ أقَلُّ ثواباً
تلمیذ: ...
استاد: فقهاء چیز دیگر میگویند، من از نقطهنظر عرفانی مسئله بحث میکنم والاّ ممکن است این مسئله نسبت به بعضیها نباشد، افراد مختلف هستند. ببینید ما بحث را روی نیّت بردیم، بحث را روی فعل نبردیم چون فعل فیحدّنفسه مبغوض مولا است، دیگر اینجا افراد در ارتباط با آن مختلف هستند؛ بعضیها اصلاً هیچ ثوابی ندارند و بعضیها برایشان کراهت هم نوشته میشود و بعضیها یک مقدار [ثواب میبرند]. این بحث دیگر از مسئلۀ فقهی خارج میشود. بحث فقهی این است که این عمل مبغوض است و این فنّی آن است. وقتی که مبغوض نباشد امام نمیتواند «لا تَفعَل» بگوید، «لا تَفعَل» یعنی مبغوضٌ لِمولیٰ، اگر مبغوض مولا باشد ثواب ندارد پس أقَلُّ ثواباً در اینجا معنا ندارد. بله، بحث را میتوانیم از بحث فقهی بیرون بیاوریم [و بگوییم که] خدا برحسب استعداد و نیّت افرادی که با این مسئله برخورد میکنند با آنها برخورد میکند. منبابمثال من که مسئله را میدانم و بحث فقهی آن را هم کردهام و اجتهاداً و فتواً هم به این نتیجه رسیدهام که أقلٌّ مِن شهرٍ واحد مکروه است اگر بخواهم بروم انجام بدهم قطعاً نهتنها أقلُّ ثواباً نیست بلکه حکم کراهت هم بر من نوشته میشود.
تلمیذ: جواب امام هم به آن شخص، شخصی بوده است.
استاد: نه آقا اینهمه روایت داریم، چطور شخصی بوده است؟! امام که حکم شخصی نمیگوید، در موارد خاص حضرت حکم شخصی دارد اینهمه روایات داریم. عجیب است؛ حدود پانزده یا شانزده روایت در این زمینه وجود دارد که در همۀ اینها حضرت به افراد مختلف میگوید، نه یک شخص، درست شد؟!
پس اگر من بخواهم بروم این کار را انجام بدهم [با توجه به علمی که به این مطلب دارم، حکم بر کراهت هم بر من نوشته میشود] و اتفاقاً این یک مسئلۀ خیلی عجیبی است که چطور میشود مثلاً آن نیّت خود شخص ممکن است موجب بشود که مولا نسبت به شخص ترحم کند!

