
جلسه ۳۷۰
البحث الرابع: أصالة الاشتغال
جلسه ۳۷۰
توضیحات:
البحث الرابع: أصالة الاشتغال
جلسه ۳۷۰
8گفت که چیزی به نظرم نرسید و رفتم به آن آشپز گفتم که چه علتی داشته است که کباب را نخورد و مرغ را خورد، چیزی و قضیهای به نظرت میرسد؟! گفت که بله گوشتی را که برای کباب آورده بودم، آن گوشت را نشستم و نشسته او را کباب کردم. گفت که حتماً آن استخارهای که ایشان کرده است دلیل برای بد آمدن این بوده است یا حالا حالش بوده است، خب آدم زاهدی بود و حالا شاید چیزی به ذهنش آمده بود! ولی علیٰکلّحال انسان اصلاً نباید فکر خود را در اینگونه مسائل قرار بدهد.
خلاصه من بعضیها را دیدهام حتی از افراد [معروف] هم بودهاند و از اهل ولاء و روضه و این چیزها بودند و معمم و پیرمرد و فلان بودند، میخواست ماست بخورد استخاره میکرد که این ماست را بخورد یا آن را بخورد! آب میخواست بخورد [استخاره میکرد]! میخواهد به کسی سلام کند [استخاره میکند]! یکدفعه مردی را از دور دیدم که دوباره تسبیح خود را درمیآورد! گفتم برو گم شو! من سرم را انداختم و اصلاً رفتم و گفتم نمیخواهد. خوب هم آمد به تو سلام هم نمیکنم! تا دیدم فلان است من اصلاً برگشتم! خوب هم بیاید برای خودت! دیگر برای ما هم استخاره [میکنی]؟! برو دنبال کارت!
شارع که دیگر این را نگفته است که برای اینجا استخاره کنید! [وقتی] رسیدی سلام بکن و برو. حالا نمیخواهی با او حرف بزنی حرف نزن، اینکه دیگر استخاره کردن ندارد! اصول عملیهای که شارع وضع کرده است برای هرجا نیست که حالا در اینجا که میخواهید نماز بخوانید برای طهارت اصل عملی جاری کنید! مثلاً در حوض که میخواهید [غسل] کنید اصل عملی جاری کنید که اینجایی که الآن دارید پایتان را میگذارید شاید نجس باشد و کسی مثلاً خوندماغ شده باشد و دَم رعاف آن را گرفته باشد! اینها نیست.
جایی که شبهه جدی است، [اصل جاری میکنیم] مثلاً جایی است که سگ یا خنزیری در آنجا بستهاند. اما نهاینکه دیگر در هرجایی اینطور باشد. ما نسبت به این قضیه قبلاً در آنجا گفتیم، خب در اطراف علم اجمالی در جایی که شبهه، شبهۀ جدی است از نقطهنظر احتمال مصادفت واقع بین احتمال جدی و اطراف علم اجمالی چه فرقی هست؟! تقریباً در یک حد و قدر است منتها یک وقتی این را بهاضافۀ این میکنیم، آنوقت این علم تفصیلی میشود ولی یک وقتی مجزا [این کار را میکنیم]؛ حکم مجزا روی این و حکم مجزا روی آن، حکم مجزا روی این کردن مثل شبهۀ بدویه میشود و فرقی در اینجا نمیکند و از این نقطهنظر شکی نیست. اما کلام در این است که در علم اجمالی تکلیف هست و در شبهۀ بدویه تکلیف نیست و این مانع از تناول اطراف علم اجمالی در شبهۀ محصوره است.
