جلسه ۳۷۰
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
مرحوم آخوند وجوب متابعت و وجوب موافقت قطعیه در اطراف علم اجمالی در مرتبۀ تنجیز را مشروط به علیت تامه بودن علم اجمالی کردهاند بنابراین اگر چنانچه علم اجمالی در مرحلۀ اقتضاء باشد، دیگر دراینصورت وجوب اتیان به اطراف علم اجمالی و موافقت قطعیه در اینجا لازم نیست. همانطوریکه عرض شد بعضی از محشّین بر این مسئله اعتراض وارد کردند که چنانچه علم اجمالی موجب تنجیز باشد، دراینصورت طبعاً در اینجا حکم به وجوب موافقت قطعیه و حرمت مخالفت قطعیه لازم است و اگر علم اجمالی در مرحلۀ علیت تامه نباشد بنابراین اصلاً علم تحقق پیدا نکرده است حالا چه در مرتبۀ اقتضاء باشد یا در مرحلۀ علیت تامه و تنجیز باشد. پس چطور در اینجا مرحوم آخوند قائل به افتراق بین اقتضاء و علیت تامه هستند؟! این از کجا نشئت میگیرد؟!
دخالت نفس علم به عنوان جزءالعله در تنجیز حکم
عرض شد که مسئلۀ اقتضاء و علیت تامه در کلام مرحوم آخوند به نفس علم اجمالی برنمیگردد بلکه به مقام تنجیز و عدم تنجیز برمیگردد که مربوط به حیثیت علیت علم اجمالی است که آیا علم اجمالی به مرتبۀ علیت بالغ و واصل شده است یا هنوز در مرتبۀ اقتضاء مانده است؟! در اینجا رجوع مسئله به این است که آیا نفسُ العِلم میتواند علت تامه برای تنجیز باشد یااینکه غیر از علم، علل و اسباب دیگری در علیت تامه بودن دخالت دارد؟ مسلّم است که نفس علم به احکام واقعی سِواءٌ کان تفضیلیاً أو إجمالیاً خود آن علم علیت تامه برای تنجیز نیست بلکه بهعنوان جزءُ العلة است و ممکن است علل دیگری در اینجا وجود داشته باشد. منبابمثال یکی از آن علل و شرائط بلوغ است، ـ حالا اسم آن را شرائط یا علل بگذاریم فرق نمیکند ـ یکی از شرائط تنجیز قدرت است، یکی از شرائط تنجیز عقل است، یکی از آن شرائط تنجیز عدم نسیان و امثالذلک است. بنابراین ممکن است که مکلف علم به احکام داشته باشد ولی قدرت بر اتیان نداشته باشد، چه اشکالی دارد؟! گرچه علم در اینجا محقَق است ولی علم در اینجا در مقام و رتبۀ اقتضاء است و در رتبۀ تنجیز و در مقام علیت تامه نیست و چون در رتبۀ علیت تامه نیست به مرتبۀ تنجیز هم بالغ نمیشود.

