جلسه ۳۷۰
5مسئله در بین فقهاء محل شبهه است، بعضیها کلاً قائل به جواز و احتیاط شدند و بعضیها جزئاً و بعضاً؛ یعنی نسبت به بعضی از اطراف شبهۀ محصوره قائل به تناول و نسبت به بعضی از اطراف دیگر بهواسطۀ عدم تحقق مخالفت قطعیه قائل به احتراز شدند. این برای چیست؟ این برای این است که جریان اصول عملیه در اطراف علم اجمالی با هم تعارض ندارند. وقتی که در یک طرف یک اصل عملی جاری میشود، ارتباط و تعلقی با جریان در طرف دیگر ندارد و طرف دیگر برای خودش است و اینهم برای خودش است. بر همین اساس بعضیها در این مسئله قائل به اشکال شدند.
لذا بعضیها گفتهاند که میتوان در اطراف شبهۀ محصوره اتیان به شبهۀ محصوره کرد اما آنچه بهنظر میرسد این است که مثال و تشبیهی که در اطراف علم اجمالی در شبهۀ محصوره کردهاند و تشبیه به شبهات بدویه کردهاند،1 اشکالی در این تشبیه هست. در اطراف علم اجمالی شبهۀ محصوره است، البته بحث شبهات غیر محصوره جدا است و مطلب، مطلب دیگری است و همانطوریکه عرض شد در شبهات غیر محصوره علم اجمالی در مرتبۀ اقتضاء است نه در مرتبۀ علیت تامه. اما در شبهات محصوره جریان اصول عملیه در اطراف علم اجمالی را تشبیه به شبهات بدویه کردهاند، به این لحاظ که همانطور که در شبهات بدویه احتمال مصادفت با واقع وجود دارد درعینحال شارع حکم به جواز اقتحام در این شبهه و تناول اطراف این شبهه میکند، در علم اجمالی هم همینطور است. چطور شارع در این اناء در شبهات بدویه با احتمال مصادفت واقع حکم به حلیت و برائت میکند؟! فَنقولُ کَذلک، فَنقولُ فی الشُبهةِ المَحصورة فی أطرافه؛ در این إنائَینِ مُشتبهَین بَین الخَمر و الخلّ، احتمال مصادفت با حرام و مصادفت با واقع در اجرای اصل عملی در این اناءِ به خصوص میرود درعینحال بین اینها چه فرقی هست؟! اصلاً کاری به این نداریم و حائلی بین این اناء و این اناء قرار میدهیم، ما در این اناء بحث میکنیم. این اناء از نقطهنظر تشبیه با شبهۀ بدویه چه فرق میکند؟! آیا علم اجمالی به خمریت این اناء تعلق گرفته است؟! نه، تعلق نگرفته است و از نقطهنظر نفس و تشخص این اناء درصورت عدم تکلیف فرقی بین این و شبهۀ بدویه نیست. پس همانطوری که گفتند در شبهات بدویه اجرای اصل عملی هیچگونه مشکلی ندارد، در شبهۀ محصورۀ اطراف علم اجمالی هم اجرای اصل عملی فی أحدِ الطَّرفین خالی از اشکال و خالی از منع است. بسیارخوب این جواب [این مسئله بود].
- . برای اطلاع بیشتر رجوع شود به نهاية الأفكار، ج 3، ص 297 ـ 366؛ نهاية الدراية، ج 2، ص 92 ـ 106 و 575 ـ 576؛ فوائد الأصول، ج 2، ص 65 ـ 74.

