جلسه ۳۷۰
6آیا نهی شارع به این طرف به خصوص تعلق گرفته است یا نه؟ میگوییم که نه، نهی شارع به این تعلق نگرفته است. فرض کنید هذا الإناء الأخضر، این اناء أخضر به خصوص ارتباطی با این ندارد، این اناء مربوط به خود آن است و پروندۀ مخصوص به خود را دارد و این اناء هم مربوط به خود آن است و هیچ ارتباطی به ما هم ندارند و مکلف بین این دو ارتباط ایجاد کرده است اما این دوتا به هم ارتباط ندارند. آن ارتباط چیست؟ حکم به وجود نسبیت بین این دو است که بهواسطۀ اقترانی که بین این و این بهوجود آمده است، از این اقتران و نسبیت علمی به نجاست أحدهما پیدا شده است درحالیکه هیچ نوع ارتباطی بین این دو وجود ندارد.
بنابراین اجرای این در نزد مکلف از نقطهنظر مصادفت با واقع و عدم مصادفت با واقع، شبهۀ بدویه است یعنی چنانچه در شبهات بدویه قائل به اجرای اصول عملیه هستیم، در اینجا هم باید قائل باشیم و از این نظر تفاوتی ندارد وَ حُکمُ الأمثال فی ما یجوزو فی ما لا یَجوز واحد. چطور در شبهات بدویه با وجود احتمال مصادفت با واقع ما حکم به حلیت میکنیم؟! خب اینجا هم میکنیم. ما با وجود احتمال مصادفت با واقع حکم به حلیت میکنیم چه اشکال دارد؟ لذا بعضیها حتی در شبهات محصوره هم قائل به جواز اقتحام و تناول شدند.1
اما آنچه که به نظر میرسد این است که در بین مانحنفیه و شبهۀ بدویه فَرقٌ واضح و بَونٌ بَعید. در شبهات بدویه علت تناول شبهۀ بدویه عدم تکلیفی است که به مکلف تعلق گرفته است و عدم احتمال مصادفت با واقع نیست، احتمال مصادفت با واقع در هردو اینها یکسان است یعنی هم در شبهات بدویه احتمال مصادفت با واقع هست و هم در این بهتنهایی احتمال مصادفت با واقع هست، فرقی نمیکند.
منبابمثال بچهای داخل آشپزخانه آمده است و قطعاً دست آن هم نجس بوده است خب الآن یک إنائی در اینجا هست و ما میدانیم با این اناء مثلاً آب میخورده است یا بالأخره دیدیم که با این ممارست دارد و شبهه و مسئله هم جدی است. بچه هم وقتی که به آب دست میزند فقط که نگاه نمیکند بلکه مشت خود را هم در آب فرو میکند حالا فقط انگشت خود را که فرو نمیکند خب با وجود یک همچنین احتمال جدی شارع میگوید که در اینجا اصول عملیه را جاری کنید یعنی احتمال مصادفت واقع در اینجا جدی است درعینحال شارع در اینجا حکم به اصول عملیه میکند.
- . همان.

