جلسه ۳۷۱
4پس درصورتی اصل برائت در یک مورد جاری میشود که در دو مورد دیگر جاری نشود و هکذا به نسبت به مورد دیگر؛ در موردی اصل برائت در این جاری میشود که در این دوتا نشود، و هکذا به نسبت به مورد و شقّ ثالث در وقتی اصل برائت و اصول عملیه به مورد ثالث میشود که در آن دوتا نشود پس اجرای اصل برائت فی أحد الأطراف یُعارض بِجریانِه فی سائر الأطراف یعنی اصل برائتی که ما در یکی از طرفین جاری میکنیم این اصل برائت درصورتی جریان دارد که یک اصل برائت در صورت دیگر منافات با این نداشته باشد اما وقتی که منافات داشته باشد جلوی جریان را در این میگیرد.
پس اشکال مستشکل به این نکته و به این نقطه برمیگردد که شما در جریان اصل برائت و در تعارض اصول عملیه نسبت به اطراف، احتیاج ندارید بر اینکه علم اجمالی شما به مرتبۀ تمام العله نرسیده باشد. وقتی که علم اجمالی به مرتبۀ تمام العله نرسد آنوقت شما میتوانید در اطراف علم اجمالی، اصول عملیه را جاری کنید، اینطور نیست! برای وجوب احتیاط در اطراف علم اجمالی نیاز به تمام العله بودن علم اجمالی نیست بلکه صرف اقتضاء تکلیف از علم اجمالی منجّز برای وجوب احتیاط است، زیرا دراینصورت گرچه علم اجمالی به مرتبۀ تنجّز و فعلیت و تنجیز نرسیده، ولی تعارض اصول در اطراف علم اجمالی موجب وجوب احتیاط در اطراف علم اجمالی است. این اعتراضی است که به مرحوم آخوند در اینجا شده است.
مخالفت قطعیه، مانع جریان اصل برائت
جوابی که از این اعتراض میشود داد این است که اولاً جریان اصل برائت در اطراف علم اجمالی معارضهای با جریان اصل برائت در طرف مقابل ندارد. چرا؟ بهجهت اینکه مانع ما برای جریان اصل برائت عبارت از مخالفت قطعیه است. بنابراین اگر مخالفت قطعیه در یک مورد حاصل نشود، دیگر جریان اصل برائت در بعضی از اطراف علم اجمالی چه اشکالی دارد؟! منبابمثال ما سه مورد داریم؛ سهتا متعلّق در علم اجمالی تکلیف داریم؛ در کفارۀ صوم رمضان امر مردد بین عتق رقبه و إطعام ستین مسکیناً و صوم ستین مسکیناً است، حالا صحبت ما این است که اجرای اصل برائت در یکی از این ثلاثه چه تعارضی با آن میشود؟! در اوّلی مکلف جریان اصل برائت جاری میکند و برائت از عتق رقبه در اینجا برای او حاصل میشود. شما میگویید که با آن جریان اصل برائت در آن دوتای دیگر معارضه دارد. آن جریان اصل برائت در آن دوتا با این منافات دارد. یعنی اگر بخواهد اصل برائت در آن دوتای دیگر جاری بشود از باب حصول مخالفت قطعیه با جریان اصل برائت در شقّ اول در اینجا تعارض میشود. همینطور هم در إطعام ستین مسکیناً و هم در صوم ثلاتین ستین یوماً [اصل برائت جاری میکنیم]. کاری ندارد، حلّ است مسئله به این است که کاری انجام بدهیم که این مخالفت قطعیه حاصل نشود؛ ما اصل برائت را در عتق رقبه و إطعام ستین مسکیناً جاری میکنیم ولی در مورد صوم ستین یوماً اصل برائت جاری نمیکنیم و ملتزم به آن شقّ ثالث میشویم و شقّ ثالث را انجام میدهیم. خب در اینجا مخالفت قطعیه پیدا نشده است.

