جلسه ۳۷۱
5یعنی برگشت تمام اشکال به تحصّل حصول مخالفت قطعیه است. مخالفت قطعیه هم به ید مکلف است، اگر مکلف اعتناء به این شقوق مرددّه و متردّده بین ثلاثه نکند مخالفت قطعیه کرده است مثل اینکه کفاره به او تعلق گرفته است ولی هیچکدام از این سهتا را انجام ندهد. این مخالفت قطعیه است. اما اگر مخالفت قطعیه نکرد، مخالفت احتمالیه کرد یا موافقت احتمالیه کرد دراینصورت چه اشکال و مانعی از جریان اصل بین اینها هست؟! مکلف به میل و به اختیار خود عمل میکند مثلاً چون عتق رقبه گران است و نمیخواهد زیر بار برود ...، مکلف فرق میکند، یک وقت مکلف اصفهانی است میگوید که اگر بخواهم یک رقبه بگیرم صرف نمیکند! فرض کنید که باید ده میلیون پول بدهد، میگوید که چشمم دربیاید میروم شصت روز روزه میگیرم! اینکه بهتر است! هم برای خودم رژیم محسوب میشود و موافق با رژیم است و هم پولی از جیب خود خرج نکردهام! اینکه بهتر است! مخالفت قطعیه هم نکرده است!
یک مکلفی هم هست که شکمو است و نمیتواند روزه را بگیرد! جلوی شکم خودش را نمیتواند بگیرد لذا میگوید که روزه را نمیتوانیم بگیریم! برحسب اتفاق یک نفر آمده که چند روز به مُردنش مانده است، سرطان گرفته و فرض کنید که دارد میمیرد، شش دوره هم شیمیدرمانی شده است، او یک رقبه به این میبخشد. حالا فرض کنید یک مکلف دیگر هست که این مکلف یک خانه گرفته است دائماً به او میگویند که آقا چرا سور نمیدهی؟! این دراینصورت ما فقرا را دعوت میکند و ستین مسکیناً را هم اطعام میکند! إطعام ستین مسکیناً که هم بهپای خانه باشد و ولیمۀ منزل باشد هم ولیمۀ عروسی باشد ـ اگر مثلاً عروسی کرده باشد ـ و از حج برگشته است، همه را با همدیگر به پای إطعام ستین مسکیناً میگذارد!
مکلفی که الآن میتواند با اختیار أحد اطراف جلوی مخالفت قطعیه را بگیرد چطور اصول عملیه در اطراف باهم تعارض میکنند؟! تعارض ندارد. تعارض اصول عملیه در این است که مکلف بیاید با اجرای اصل برائت در اطراف علم اجمالی موجب مخالفت قطعیه بشود. آنجا بهواسطۀ جریان اصل برائت مخالفت قطعیه پیش میآید و باهم تعارض میکنند. جریان این اصل منافات با جریان این اصل در مورد دیگر دارد و همینطور با جریان ثالث و هرکدام همدیگر را طرد و رفض میکنند. این مسئلۀ اول بود.

