جلسه ۳۷۱
6این مطلب خیلی مهم است و در خیلی جاها بهدردتان میخورد. در خیلی از موارد این مطالب را مطرح میکنند و هیچ هم بر این قضیه دلیلی وجود ندارد. یعنی اصلاً دلیل ندارند. فقط میگویند: «جریان اصل برائت»، و اینهم بهخاطر این است که خیال میکنند، اصل برائت جریانش در نفسالأمر و بهعنوان یک قضیۀ حقیقیه است و کاری به فعل مکلف و اختیار مکلف ندارد. در قضایای حقیقیه مسئله، حمل محمول موضوع در عالم واقع و در نفسالأمر است و به خارج کاری ندارد.
منبابمثال الأربعة زوجٌ که این زوجیت حمل بر اربعه است؛ چه در ذهن فارض یا در عالم خارج و یا در عالم نفسالأمر، اینها خیال کردهاند جریان اصول در اطراف علم اجمالی و همینطور در شبهات، بهعنوان یک قضیۀ هلیّه است و بهعنوان یک قضیۀ نفسالأمریه و بهعنوان یک قضیۀ حقیقیه است. یعنی خود اصل جریان، خارج از اختیار مکلف، تعلق میگیرد بِهذا الطرف و تعلق میگیرد بِهذا الطرف و تعلق میگیرد بِهذا الطرف، و هرکدام از اینها همدیگر را طرد میکنند و نتیجه و ماحصل جریان اصول در خارج از حیطۀ مکلف این است که مکلف به مخالفت قطعیه میرسد.
این درصورتی است که ما این تجویز جریان اصل را بر موضوعات خودش بهعنوان یک قضیۀ حقیقیۀ بدانیم و أنّیٰ لنا بإثبات ذلک! جریان اصول عملیه بهعنوان قضیۀ خارجیه است یعنی جواز جریان اصول در اطراف علم اجمالی، بهعنوان قضیۀ خارجیهای است که به اختیار مکلف است؛ اگر مکلف بخواهد این اصل را جاری میکند و اگر مکلف نخواهد اصل جاری نمیکند. وقتی که مکلف این اصل را در اینجا جاری کرد، خود جریان اصل فیحدّنفسه در اینجا تعارضی ندارد. من میآیم در اینجا این اصل را جاری میکنم خب این چه ارتباطی با بقیه دارد؟! اصلاً چه ارتباطی با بقیه دارد؟! من جریان اصل را در اینجا جاری میکنم، «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ بِعَینِهِ»1 در اینجا هست یا نیست؟! هست. مگر شما در شبهات بدویه چه میکردید؟! در شبهات بدویه جریان اصل [را جاری] میکردید و هیچ هم تعارض نبود. در اینجا هم به همان دلیلی که ما در شبهۀ بدویه اصل جاری میکنیم و حکم به حلیت و اباحه میکنیم، به همان دلیل در اطراف علم اجمالی هم جریان اصل [را جاری] میکنیم. این به بقیه چه ارتباطی دارد؟! بنده در اینجا اصل جاری میکنم و جریان اصل در اینجا موجب اباحه و موجب حلیت در این است؛ آیا یقین دارم که هذا بِنفسهِ و متعیناً نجاست و حرمت به آن تعلق گرفته است؟! یااینکه حکم تکلیفی به آن تعلق گرفته است که عتق رقبة یا ستین مسکیناً یا صوم ستین یوماً است؟! وقتی که نمیدانم، مقتضای اصول این است که اجرای برائت بکند! «کُلُّ شیءٍ هو لک حلالٌ حَتَّی تَعلَمُ أنّهُ حَرامٌ»، «ما حَجَبَ اللهُ عَنِ العِبادِ فَهوَ مَوضوعٌ عَنهُم»،2 «رُفِعَ عَن أمَّتی تِسعَة الخَطاءُ وَ النِّسیان وَ ما لا یَعلَمون و ...»3 چه اصول عقلیه و چه اصول عملیۀ نقلیه همۀ اینها دلالت میکنند که مورد اگر مورد شبهه باشد دراینصورت میشود [برائت جاری بکنیم].
- . الکافی، ج 5، کتابُ المعیشةِ، بابُ النّوادر، ص ۳۱۳، ح 40.
- . التوحيد، ج ۱، باب 64ـ التعریف و البیان و الحجة و الهدایة، ص 4۱۳.
- . الخصال، ج ۲، باب التسعة، رفع عن هذه الأمة تسعة أشیاء، ص 4۱۷، ح 9.

