اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جلسه ۳۷۱

0
اصول
اصول
جلسات

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. فوائد ونکتهّای استاد:‌ خلق ابدان

جلسه ۳۷۱

8
  • اگر در علم اجمالی قائل به توسعه نباشیم، در آنجا جریان اصل تا وقتی است که مخالفت قطعیه نشود، اشکال ندارد؛ نسبت به یکی جریان اصل می‌کنیم، نسبت به دوم نمی‌توانیم. چرا نمی‌توانیم؟! به‌جهت اینکه جریان اصل برائت در این مورد موجب مخالفت قطعیه می‌شود، پس ارتکاب یکی و کفّ نفس از دیگری می‌شود. چه اشکال دارد؟! نه‌اینکه آقایان گفته‌اند بر اینکه اصلاً فی‌حدّنفسه قضیه یک قضیۀ حقیقیه است یعنی در عالم واقع این جریان دو اصل باهم تعارض می‌کنند و وقتی که باهم تعارض کردند، موجب می‌شود که مکلف اجتناب از هردو کند. نه‌خیر! قضیه قضیۀ حقیقیه نیست بلکه قضیۀ خارجیه است. به اختیار مکلف است و اگر می‌خواهد اصل را جاری می‌کند و اگر نمی‌خواهد نمی‌کند.

  • بنده در یکی از دو طرف علم اجمالی اصل جاری می‌کنم و اصلاً یک طرف را در باغچه می‌ریزم و در زمین فرو می‌رود! مورد دوم بلا معارض است. چه دلیلی داریم؟! مگر اینکه دلیلی جدا داشته باشیم، ـ البته این قضیه می‌آید، ما فعلاً شروع به بحث اشتغال کرده‌ایم حالا دلیل می‌آید ـ ما باشیم و این ادله، ما باشیم و تنجیز علم، ما باشیم و جریان اصل برائت، در اینجا مخالفت قطعیه لازم نمی‌شود، اصلاً چرا مخالفت با علم در اینجا حرام است؟ چرا؟ چون موجب مخالفت قطعیه هست. کسی که مخالفت با علم کند مخالفت با واقع کرده است مخالفت قطعیه برای او هست مخالفت با امر مولا برای او هست این متیقن است و این منجز است. اما در مورد علم اجمالی، عبد به مولا می‌گوید که در یک مورد من اتیان کردم و در مورد دیگر برای اینکه مخالفت قطعیه نشود اتیان نکردم. هیچ اشکالی هم ندارد. این اشکال نسبت به کلام ایشان بود.

  • مطلب دوم اینکه شما که می‌گویید: علم اجمالی به مرتبۀ اقتضاء هم برسد، باز در اینجا تعارض اصول هست و تعارض اصول موجب احتیاط در اطراف علم اجمالی است، از کجا چنین حرفی را می‌زنید؟! شما اقتضاء را برای ما معنا کنید که این اقتضاء در اینجا یعنی چه؟! آیا علم اجمالی از نقطه‌نظر احراز موضوع و از نقطه‌نظر مقام جعل، ملاکات، انشاء و بلوغ تمام است یا تمام نیست؟ اگر تمام باشد، خب این دیگر علیت علّیت تامّه است. اگر تمام نباشد هنوز حکمی محقق نشده است و دیگر اطراف علم اجمالی نداریم. البته علم اجمالی یعنی آن حکم مردّد؛ حالا هنوز اسم آن را علم اجمالی نمی‌گذاریم، یا آن مردّد بین اطراف از نقطه‌نظر حیازت مقام ملاکات، مقام انشاء، مقام نزول و بلوغ به مرتبۀ تنجیز رسیده یا نرسیده است، اگر شارع حکم را انشاء کرده است ولی هنوز به ما بالغ نشده است، آیا این علم اجمالی محقق می‌شود؟! محقق نمی‌شود. یا شارع حکم را انشاء کرده است و در کتب بوده و سوخته است و ما اطلاع نداریم ...، الآن چقدر از کتاب‌های شیعه ازبین رفته است؟! کتاب‌های محمد بن أبی‌عمیر چقدر ازبین رفته است؟! این کتاب‌های کتابخانه‌ها همه سوخته و ازبین رفته است! خیلی داریم! خیلی روایات داریم که هنوز به ما نرسیده است. خب حالا این به ما نرسیده ما چه‌کار کنیم؟! خودمان را ذبح کنیم؟! نرسیده دیگر چه‌کار کنیم؟! ما که در آن زمان نبودیم. برفرض که در این کتب احکامی بوده است که اگر به این احکام می‌رسیدیم برای ما علم به واقع پیدا می‌شد، حالا که به ما نرسید ما چه گناهی کرده‌ایم که نرسید؟! در اینجا باید چه‌کار بکنیم؟! به مقتضای ادله عمل می‌کنیم؛ اگر احتیاط است احتیاط می‌کنیم، اگر برائت است برائت جاری می‌کنیم و هرجا به مقتضای خودش، تا ادله چه حکم می‌کنند.