اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏.

جلسه ۳۷۲

توضیحات:

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۳۷۲

8
  • بی‌اساس بودن اصالت عدم زیاده

  • خب حالا ببینیم این مطلب اصلاً از پایه و ریشه صحیح است یا نه؟ ببینید ما کلامی را از طرف مولا مشاهده می‌کنیم؛ مولا آمده یک کلامی را گفته یا ما شنیده‌ایم این کلامی را که مشاهده می‌کنیم، شک در زیاده و در نقصان می‌کنیم یعنی دو کلام از مولا می‌شنویم؛ یک کلام یک کلمه را اضافه دارد، یک کلام یک کلمه را ندارد و آن اضافه را ندارد. دو نوع می‌شنویم و دو نوع مطلب را می‌بینیم، خب در اینجا مسئله به دو جهت تعلق پیدا می‌کند؛ یکی اینکه ممکن است بگوییم که این اصل، تعلق به امر وجودی خارجی پیدا می‌کند، صرف‌نظر از اینکه مولا چه گفته است. یعنی یک تعبیری را ما الآن داریم مشاهده می‌کنیم که خود این تعبیر با تعبیر دیگر تفاوت دارد، این زیاد دارد و آن کم دارد، از نقطه‌نظر خارجی چه اصلی بر این دوتا تعلق می‌گیرد؟! اصلی اصلاً بر این تعلق نمی‌گیرد، یک امری در خارج اتفاق افتاد، چه اصلی می‌خواهد بر آن تعلق بگیرد؟! اگر بخواهیم صرف‌نظر از جنبۀ فاعل و جنبۀ مولا این کلام را لحاظ بکنیم، این هیچ اصل و هیچ قاعده‌ای بر آن مترتب نمی‌شود؛ این یک کلامی است که یک کلمه زیاد دارد و آن یک کلامی است که یک کلمه کم دارد. این یک کلمه است «رجب» یک نقطه زیاد دارد، این یک کلمه است «رَحْب» یک نقطه کم دارد، صرف‌نظر از تعلق و انتساب به مولا به خود کم و زیاد بودن دو امر خارجی، اصلی تعلق نمی‌گیرد. این چیزی نیست که حالا بخواهد اصل تعلق بگیرد.

  • صحبت در انتساب به فاعل می‌آید که در انتساب به فاعل و مولاست که مسئله در اینجا جدّی می‌شود و در اینجا مورد، مورد جریان اصل می‌شود. مولا که این حرف را زده مثلاً امام جواد علیه‌السّلام فرموده «وَلیَکن ذلک فی رَجَبٍ» از آن‌طرف روایت دیگری هم داریم «وَلیَکن ذلک فی رَحبٍ» شک می‌کنیم که حضرت رجب فرموده است و آن نویسنده در اینجا نقطه را حذف کرده است، ممکن است، خود ما در عبارتمان در هر صفحه‌ای ده نقطه حذف می‌کنیم دیگر! یااینکه حضرت رَحْب فرموده و خود کاتب در آنجا نقطه را اضافه کرده است؟! حالا در انتساب این تعبیر به مولا این بحث می‌آید، بحث می‌آید که اصل عدم زیاده کلامی بر مفاد و مراد مولا است مثلاً مراد حضرت رجب بوده حضرت زائد بر رجب در اینجا مطلبی نگفتند، این‌طور نیست که مقصود حضرت رَحْب بود و بعد حضرت در اینجا زائد بر مراد، رجب گفته باشند. یک نقطه را زائد بر افادۀ از مراد و افادۀ از مفاد نفسی، حضرت بیان کرده باشند. اصل این است که حضرت زائد بر مفاد و مراد نفسی مطلبی را نگفته‌اند. اگر اصل این است از آن‌طرف هم اصل این است که حضرت نقیصه‌ای را بر مفاد و بر مراد نفسی مترتب نکرده‌اند، این را چه می‌گویید؟!

/ 0