جلسه ۳۷۲
توضیحات:
البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين.
جلسه ۳۷۲
9یعنی وقتی بحث فاعلی میآید ـ نه آن جنبۀ خارجی و درست هم هست ـ اصل این است که در اینجا حضرت، مطابق با مراد خودشان این کلام را بیان کردهاند و زائد نگفتهاند. وقتی که زائد نگفتهاند رجب ثابت میشود. از آنطرف در مقابلش داریم، آیا حضرت ناقصتر از آنچه که مفاد و مرادشان بود گفتند؟! یعنی حضرت منظورشان رجب بوده ولی نقص آوردند و رَحْب گفتهاند؟! آیا این است؟! اصل عدم تنقیص است.
ما شک بین رَحْب و رجب داریم این اصل با آن اصل تعارض پیدا میکند و ساقط میشود. ما اصلاً اصل عدم زیاده نداریم و اصلاً بهطورکلی اصل عدم زیاده کنار میرود و ما در اینجا باید به موارد و مسائل دیگر مراجعه کنیم. ما نمیدانیم در اینجا چیست؟! قرائن دیگر در اینجا میآیند. اگر قرینه آمد رجب را ترجیح داد رجب مقدّم است و اگر قرینه آمد رَحْب را ترجیح دارد ـ حالا برحسب اتفاق ـ رَحْب در اینجا مقدّم است. ما میگوییم که رجب است و کاتب در آنجا سهو کرده است لعلّ اینکه در بعضی از موارد، آن مورد نقصان بر مورد زیادی ترجیح داشته باشد و ما نمیتوانیم در آنجا بگوییم که مورد نقصان در اینجا مرجوح است و باید بنا بر اصل عدم زیاده، آن زائد را در اینجا گرفت. قضیه روشن شد؟! بنابراین اصلی که از اول تا الآن بین السنۀ اصولیین رایج است اصلاً اصل در ریشهای ندارد.
تلمیذ: ما مراد مولا را از کجا بفهمیم؟ اگر قرینه هم نبود مراد مولا را ما از کجا بفهمیم؟
استاد: میدانم اگر قرینه داشته باشیم بر اینکه این کلمه مولا بوده یا آن کلمه بهواسطۀ جهات مرجحه هر چه، هزارتا ممکن است انسان دلیل پیدا کند. خب میآییم میگوییم که این مقدّم است. اگر پیدا نکردیم در اینجا میگوییم که نمیدانیم و اینجا جزء مجملات میرود.
تلمیذ: روایت چه؟ قرائن نیست.

