اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۳۷۳

0
اصول
اصول

البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين‏

جلسه ۳۷۳

5
  • یعنی همان‌طور که در شبهۀ محصوره بین غنمین، واحدٌ مِنهما موطوئه و واحدٌ غیر موطوئه احتراز از کلیهما منجّز است، در قطیع غنم نیز باید منجّز باشد و فرقی نمی‌کند چون در هردو علم اجمالی داریم و علم هم که منجّز است و غیر از این ما چیزی نداریم. مگر در بحث حجیت علم و حجیت ذاتی علم، غیر از این است که نفس علم در اینجا علت تامه برای تنجّز تکلیف است؟! نفس علم به حرمت، حالا سواء اینکه حرمت به امر معیّن تعلق بگیرد یا به امر غیر معیّن تعلق بگیرد، هردو در اینجا واحد است.

  • دلیل فتوای فقها به عدم وجوب احتیاط در شبهات غیر محصوره

  • چرا فقها در شبهات غیر محصوره فتوای به عدم وجوب احتیاط داده‌اند؟! این چه دلیلی دارد؟! دلیلش دلیل عرفی و عقلی است؛ یعنی ما در اینجا روایت نداریم، اینکه الآن فقیهی فتوای به عدم احتراز در شبهات غیر محصوره می‌دهد به‌خاطر این است که می‌فهمد وقتی در قطیع غنمی یک غنم موطوئه هست، اگر این را منزّل بر عرف کند، عرف حکم بر حلیّت أکل می‌کند. عرف در اینجا این حکم احتراز را فعلی و منجّز و تام نمی‌داند. بله! فرض کنید یک وقت یک یا دو و یا حتی سه گوسفند هست ـ حالا بالای سه گوسفند را باید دید می‌صرفد یا نمی‌صرفد! ـ می‌شود از آن گذشت.

  • البته عرف‌ها فرق می‌کند، عرف شیراز ممکن است یک نظر بدهد، عرف لبنان یک نظر بدهد، عرف اصفهان هم یک نظر بدهد! عرف‌های متفاوت ممکن است نظرهای مختلفی داشته باشند! علیٰ‌کلّ‌حال این عرف در اینجا در علم اجمالی نسبت به اینکه أحد هذه القطیع موطوئه است شکی ندارد بلکه صحبت در آثار و لوازم مترتبۀ بر علم اجمالی است، بحث در آن است. همان‌طور که اگر انسان علم به یک حکم داشته باشد اما از جای دیگر به‌لحاظ عنوان طاری که همان عنوان ثانوی است ممکن است از آن حکم رفع ید کند مثلاً علم به حرمت نبیذ دارد، علم به حرمت خمر دارد اما به‌واسطۀ عنوان ثانوی شربش جایز است چون مشرف بر هلاکت است، اضطرار است، دوا و دارو است و غیر از این چیزی یافت نمی‌شود. صرف علم کفایت نمی‌کند؛ علم به اینکه این نبیذ حرام است یا نجس است بلکه آثار مترتبۀ بر علم و لوازم اوست که این آثار تابع تحقق مقتضی که یکی علم است و دیگری عدم طروّ مانع است می‌باشد و اگر مانع در اینجا وجود داشته باشد طبعاً خود علم نمی‌تواند در اینجا منجّز باشد. این مسئله مسئلۀ عرفی است.