جلسه ۳۷۵
توضیحات:
البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين
جلسه ۳۷۵
3اما در مورد روایات حلّ، دیگر بحثی نیست که لسان روایات لسانی است که آبی از تمسک به شبهۀ مصداقیه است، تخلّل شبهه در شبهۀ مصداقیه است، یعنی وقتی که حضرت میفرمایند: «كُلُّ شَیءٍ یكونُ فیه حلالٌ و حرامٌ فهو حلالٌ لَكَ أبَداً حتّى أن تَعرِفَ الحرامَ مِنهُ بعَینِه فَتَدَعَهُ» خب دیگر مشخص است که حضرت ولو با وجود صورت حرمت در بین موارد اطراف در اینجا حکم به معلومیت مورد مشخص میکند و اگر آن شیء معلوم نبود، این داخل در تحت طهارت و حلّ است. این مسئلهای است که در اینجا هست.
الاّ اینکه مرحوم شیخ در اینجا شبههای دارند و آن شبهه این است که میفرمایند: گرچه این روایت ظاهر در موارد شک مقرون به علم اجمالی است ولکن لفظ «بِعینه» در اینجا میتواند به دو قِسم مستعمل باشد؛ یک استعمال این است که «بِعینه» به معلوم بخورد یعنی معلوم ما متعیّن باشد؛ «کُلُّ شَیءٍ هو لَكَ حلالٌ حتّى تَعلَمَ أنَّهُ حرامٌ بِعَینِه» یعنی معلوم ما بِعینه، حرام باشد. پس روایت در مقام بیان علم تفصیلی است چون معلوم بِعینه علم تفصیلی است، علم اجمالی که معلوم بِعینه نیست. پس روایت دالّ بر جواز اتیان است إلاّ فی موارد المعلومة بالتفصیل. این ظهور این روایت در اینجا است.
اما ممکن است شکی در اینجا پیدا بشود و آن این است که «بِعینه» در اینجا به شیء برگردد یعنی تأکید ضمیری را بکند که به شیء برمیگردد نه به معلوم. به علم برنگردد یعنی علم، علمِ عینی نباشد، و به شیء برمیگردد. مانند اینکه میگوییم: جاءَ زیدٌ نَفسُه. این «نَفسُه» که در اینجا میآوریم تأکید مجیء را میکند یا تأکید زید را میکند؟ تأکید خود زید را میکند یعنی مخاطب میداند که شخصی آمد به منزل و در زده است، منتها خیلی برای او عجیب است که زید بیاید، فرض کنید که زید با صاحب البیت خصومتی دارد و در مقام عناد و انکار است. میگویند که زید خودش آمد و این حرف را زد، تعجب میکنیم، زید؟! نمیشود زید بیاید! میگوییم: جاءَ زیدٌ نفسُه، کسی دیگر را نفرستاد که این بلاغ و این پیغام را بدهد خودش آمد. خب در اینجا «نفسُه» برای آن حکم نیست بلکه برای آن متعلّق حکم است که همان زید میباشد. تأکید حکم را نمیکند، تأکید زید را میکند.

