جلسه ۳۷۵
توضیحات:
البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين
جلسه ۳۷۵
4ما در عبارات زیاد داریم؛ برای دفع توهّمِ خلل و اشتباه در اینجا موارد تأکید آورده میشود؛ در «کلُ شیء لک حلال» ... مطلب همین است که «بِعینه» در اینجا به شیء برمیگردد نه به علم، یعنی هر شیئی خودش «لک حلال» تااینکه علم به او تعلق بگیرد. نهاینکه غیر از او، میگوییم که این شیء تا وقتی که علم به او تعلق بگیرد حلال است. یعنی تصور نشود که شارع در اینجا دست افراد را در اتیان و عدم اتیان به اشیاء بسته است، نه! و تصور نشود به موجب فیالجمله شبههای احتراز از اشیاء لازم است، کلُ شیء بِعینه؛ یعنی خود همین شیء را میتوانید اتیان کنید، همین را میتوانید أکل یا لُبس یا شُرب کنید ولی تا چه زمانی؟! تا وقتی که علم به او تعلق بگیرد. پس علم در اینجا اعم میشود؛ هم علم اجمالی و هم علم تفصیلی را شامل میشود. این «بِعینه» به آن شیء برمیگردد تا شبهات بدویه در اینجا تخلّل پیدا نکند، نهاینکه این «بِعینه» به معلوم برگردد و اینطوری بشود: «کلُّ شیءٍ لک حلالٌ حتّی تعرف»، که او معلوم است «بِعینه»، معلوم «بِعینه» مورد نظر نیست، «حتی تعرف أنّه الحرام»، تااینکه بدانی حرام است. پس «بِعینه» به شیء برمیگردد و به معلوم بر نمیگردد. این شبههای بود که مرحوم شیخ بیان کردند.1
با توجه به این شبهه باز ایشان نسبت به جری ادلۀ حِلّ در موارد اطراف علم اجمالی تشکیک میکنند. نتیجۀ شبهه، تشکیک جری ادلۀ حِلّ در موارد اطراف علم اجمالی است و همان اشکالی که در مورد سایر ادله کردند در مورد ادلۀ حِلّ به حال خودش باقی میماند.
جوابی که نسبت به این مطلب میشود داد این است که «کُلُّ شَیءٍ هو لَكَ حلالٌ حتّى تَعلَمَ أنَّهُ حرامٌ بِعَینِه» اولاً ظهور این عبارت «بِعینه» به معلوم است؛ ظهور به معلوم است حتی از ظهور هم بالاتر بلکه میتوانیم بگوییم در اینجا مسئله، مسئلۀ تصریح است؛ اگر قرار باشد یک قید یا وصفی و یا یک لفظ زائدی برای دفع شبههای یا برای ایجاد یک امر اضافی بر حکم یا موضوعی، متکلم بهکار ببرد، قطعاً باید در مقام تخاطب آن لفظ را در موقعیتی استعمال کند که مقصود و منظور متکلم از این قید حاصل بشود و شکی نیست که اگر منظور امام علیهالسّلام در «کُلُّ شَیءٍ هو لَكَ حلالٌ حتّى تَعلَمَ أنَّهُ حرامٌ بِعَینِه» همان تأکید بر شیء است نه تأکید بر معلوم بالتفصیل در اینجا امام علیهالسّلام میبایست در کلُ شیء بِعینه، «بِعینه» را بعد از شیء بیاورد تااینکه آن شبهۀ خلط بین علم اجمالی و علم تفصیلی در اینجا حاصل نشود و چون در اینجا امام «بِعینه» را در آخر جمله آورده است پس مطابق با قوانین و جری ظهور این «بِعینه» به معلوم برمیگردد و معلوم بالتفصیل را از دائرۀ تناول و جواز خارج میکند و معلوم بالإجمال در دایرۀ جواز باقی میماند. این یک اشکال است.
- . فرائد الأصول، ج 2، ص 201.

