جلسه ۳۷۸
توضیحات:
اقتضای علم اجمالی و یا علیت آن در اجتناب از اطراف
جلسه ۳۷۸
9اشکالی که بر این قضیه شد عرض شد که این اشکال و برگشتش به این است که کلام مرحوم آخوند در اینجا با کلام ایشان در باب قطع دوتاست. این یکی و دوم اینکه علم اجمالی چه اقتضاء باشد چه علیت باشد در هردوی اینها موجب عدم جریان ادلۀ برائت است! سوم اینکه راه تشخیص علیت تامّه از اقتضاء چیست؟ از کجا بفهمیم که این علم اجمالی ما مقتضی است یا علت تامّه است؟! این تشخیص دونه خرط القتاد است. ما کف دست خودمان را که بو نکردیم ببینیم این علم اجمالی بعث و زجر در نفس امام علیهالسّلام تحقق پیدا کرده است یا نکرده است!
جهت تکوینی داشتن علم
اشکال چهارمی که ذکر نشده است اما به نظر حقیر میرسد این است که خود علم جهت تکوینی دارد؛ وقتی که یک شخص به یک حکم علم ندارد طبعاً حقیقت علم در وجود او حاصل نمیشود و بحث اصلاً بحث علم اجمالی نخواهد بود و اگر شخص ولو به هر دلیل و به هر قرینهای علم به تکلیف برای او حاصل بشود دیگر تحقق بعث و زجر در نفس نبوی و ولوی یعنی چه؟! برای بنده علم حاصل شده است برای اینکه تکلیف إمّا هذا و إمّا هذا؛ إمّا مِن الأمارات و إمّا مِن الأصول و إمّا مِن غیر ذلک بحث، بحث علم اجمالی است. اگر شما علم را منجّز میدانید در همهجا باید منجّز بدانید و اگر منجّز نمیدانید پس چرا دیگر در مورد اقتضاء یا در مورد علیت تامّه در آنجا صحبت میشود؟! بهطورکلی در آنجایی که اقتضاء هست و علیت تامّه نیست علم اجمالی گفتن در آنجا خلاف است. یا باید قائل بشوید بر اینکه ولو علم اجمالی محقق است اما این علم اجمالی منجّز برای تکلیف نخواهد بود یعنی خود علم اجمالی را تقسیم به منجزیّت یا عدم منجزیّت کنید بهخاطر موارد، نهاینکه بهخاطر تحقق بعث و زجر، چون در هر دوتا بعث و زجر محقق شده است، علیت تامّه و اقتضاء به خود علم اجمالی برنمیگردد بلکه به موارد برمیگردد.

