جلسه ۳۷۹
توضیحات:
البحث الرابع: أصالة الاشتغال. المقام الأوّل: في دوران الأمر بين المتباينين.
جلسه ۳۷۹
3وقتی شما بدانید یک إنائی متنجس هست نفس علمِ شما تکلیف را هدایت به یک شیء خاص میکند وقتی میبینیم این إناء متنجس هست با چشممان داریم میبینیم این إناء الآن متنجس شده و قطرۀ خونی در آن افتاده است، خب نفس علم تکلیف را متوجه این إناء میکند و دیگر در اینجا اشکالی نیست. ولی یک وقتی نمیدانیم؛ میدانیم یک خونی افتاد و دوتا إناء هم داریم و هرچه هم زمین را نگاه میکنیم میبینیم روی زمین اثری از خون نیست یا باید این خون در هوا دخان شده باشد که نمیشود! یا باید در أحد الإنائین افتاده باشد بالأخره اینهم دیگر خارج از این نمیشود باشد! خب الآن این عدم علم ما شرطی است، عدم تحقق شرطی از شرائط تنجس تکلیف است. یعنی وقتی که انسان مکلف علم به تکلیف پیدا کند به انضمام سایر شرایط که عبارت از بلوغ، عقل، کمال و اینها است تکلیف پیدا میکند. ولی وقتی که این علم به اصل وجود نجاست هست ولی نسبت به تیقّن بِأحدهما در اینجا این علم حاصل نشده است ـ أحدهما معیّن ها! ـ و تیقّن بِه أحدهمای غیر معیّن هست خب در اینجا تکلیف به امر مبهم تعلق گرفته است نه به امر مشخص خارجی! مشخص خارجی که متیقّن نیست و وقتی که متیقّن نشد شما از کجا فعلیت تکلیف را به کلّ واحدٍ منهما تسرّی میدهید؟! این فعلیت تکلیف از کجا به کلّ واحد تسری پیدا کرده است؟! فعلیت به این مناسبت یَجب علیک الاجتناب عن هذا الإناء المشخص و أنّیٰ لکم بإثبات هذا و بعد یَجب علیکم الاجتناب مِن هذا الإناء المشخص به چه دلیل در اینجا علیکم الاجتناب مِن هذا الإناء المشخص است؟! چرا؟! چرا در اینجا اینطور به این کیفیت است؟!
سروکار ادلۀ برائت با مصادیق خارجی
مرحوم آخوند در آنجا میفرمایند که حتی درصورتیکه علیت تامّه باشد در آنجا مورد خارج از جریان ادلۀ برائت نیست، چرا خارج از جریان ادلۀ برائت نیست؟ بهجهت اینکه ادلۀ برائت در اینجا مانعی برای جریانشان وجود ندارد. ادلۀ برائت نسبت به اصل تعلق تکلیف که کاری ندارند، تکلیف در اینجا متعلق به إناء متنجس شده است و ادلۀ برائت به او کاری ندارد چون ادلۀ برائت به مصداق خارجی کار دارد. نه به صرف تکلیف مبهم و تکلیف متیقّن. ادلۀ برائت میگوید که آقاجان این شیء خارجی که الآن در دستت هست مشکوک التنجس است یا معلوم التنجس، این فقط به شیء خارجی کار دارد. حالا آیا تکلیف در عالم واقع به امر مبهم تعلق گرفته است یا نگرفته است؟ ما به آن کار نداریم! اصلاً تعلق گرفته باشد به ما چه مربوط است؟! تکلیف تعلق به یک امر متنجس گرفته باشد، بگیرد. من میخواهم بگویم که این إناء خارجی و این موضوع خارجی متیقّن التکلیف است یا مشکوک؟! مشکوک است. الآن این موضوع متنجس است؟ نمیدانیم. بله، أحدهما إمّا هذا یا إمّا هذا متنجس است و ادلۀ برائت به أحدهما تعلق نمیگیرد چون أحدهما مشکوک است و باید به آن جریان برائت جاری کرد تا معارضه بشود بااینکه تکلیف تعلق به أحدهما گرفته و أحدهما متیقّن النجاسه هست و أحدهما مشکوک النجاسه هست و متیقّن الطهاره هست و چون مورد از باب أحدهمای مبهمه از موارد مشکوک میشود بنابراین جریان ادلۀ برائت است! نهخیر، اگر اینطور باشد ادلۀ برائت با دلیل متیقّن تکلیف تعارض میکند، چون تکلیف تعلق به أحدهمای متیقّن گرفته است ادلۀ برائت دیگر نمیتواند با این تعارض بکند چون ادلۀ برائت به مورد شک کار دارد و الآن مقابل ادلۀ برائت، تکلیف هست و وقتی تکلیف باشد دیگر جا برای ادلۀ برائت نیست.

