جلسه ۳۹۳
توضیحات:
برائت 8
جلسه ۳۹۳
4مطلب دیگری که مرحوم آخوند بر این متفرع میکنند این است که حکم تفصیلی بعد از حصول علم اجمالی بیاید، در اینجا چه باید کرد؟ مرحوم شیخ در اینجا میفرماید که چه این علم بر خلاف مورد اول بر معیّن تعلق بگیرد یا بر غیر معیّن تعلق بگیرد، در هردو صورتش باید از طرف دیگر اختیار کرد. چرا؟ چون علم اجمالی قبل از علم تفصیلی آمده است و از باب تقدم طبعی و رتبی این علم بر تکلیف مستقبل، آن استصحاب تکلیف سابق موجب وجوب احتیاط در سایر اطراف خواهد شد.
وقتی که الآن علم اجمالی آمد بر اینکه أحد الإنائین متنجس است حالا یَجبُ الاجتناب عنهما، هم موضوع محرز است و هم تکلیف. حالا ما اضطرار به أحد معیّن یا أحد الأطراف معیّن پیدا میکنیم، دراینصورت مرحوم شیخ میفرماید که در اینجا علم سابق مقدم است و علم در اینجا جلوتر است چون علم اجمالی بر علم تفصیلی مقدم است، علم تفصیلی که در اینجا موضوع علم اجمالی را از بین نبرده است، علم تفصیلی برای خودش کار دیگری خواهد کرد چه ربطی به علم اجمالی دارد؟! علم اجمالی محطّی دارد و حکم تفصیلی یک محطّ دیگری برای خودش دارد.
یک وقت علم تفصیلی میآید و بهطورکلی موضوع علم اجمالی را منتفی میکند و میگوید که یکی از اینها منجزاً طاهر است. در جلسۀ گذشته عرض شد وقتی که علم تفصیلی با علم اجمالی ما سَبَق بر طهارت یکی تعلق گرفت قطعاً علم بر نجاست طرف آخر منتقل میشود و نمیشود که علم تفصیلی بر طهارت أحد الإنائین تعلق بگیرد ولی درعینحال نسبت به اناء دیگر ما شاکّ باشیم. این با همدیگر در تعارض است، اگر ما نسبت به مورد دیگر شاکّ باشیم پس معلوم است از اول علم اجمالی منعقد نشده است و این یک امر نفسی و تکوینی است البته در قسمت تنزیلی آن میشود؛ منبابمثال شهادت بیّنه، شهادت بیّنه که علم آور نیست ولی اگر بیّنه بگوید که این طاهر است، ما نسبت به طرف دیگر یقین داریم یا شک داریم؟ یقین نداریم؛ یقین به نجاست طرف دیگر نداریم بلکه نسبت به طرف دیگر شک داریم. حالا در اینجا چه باید کرد؟! این فرع فعلاً بماند تا بعداً عرض کنیم که آیا این موجب خروج طرف دیگر از علم اجمالی میشود یا نمیشود. این مسئله بماند و این بحث، در بحث تعبدی میرود و بحث علم اجمالی و اکتفا موضوع تکوینی جداست.

