جلسه ۳۹۴
توضیحات:
برائت 9 ـ 5/4/1425
جلسه ۳۹۴
4پس وقتی که علم اجمالی محقق میشود، با این شرط محقق میشود که حکم تفصیلی نباشد. این علم اجمالی همینطور میآید، میآید و منجزیت خودش را مستمر [استمرار] میدهد تا وقتی که به یوم الخمیس میرسد، همانطوریکه گفتیم در یوم الخمیس وقتی که از زید خلاف عدالت صادر شد از تحت حکم أکرم العالم العادل خارج میشود، این علم اجمالی هم استمرار پیدا میکند تا وقتی که حکم تفصیلی بدهد و همینکه حکم تفصیلی بر تعیّن أحد الاطراف یا أحد الأطراف غیر المتعیّن تعلق گرفت، در اینجا خود علم اجمالی منحل خواهد شد. چرا؟ چون در اینجا یکی از این اطراف بیرون میرود؛ لعّل اینکه آن أحد الأطراف متنجس باشد و چون قوام علم اجمالی به خمسة آنیه هست که إحدیٰ هذه الأوانی متنجسٌ بالعام البَدلی بنابراین قوام علم اجمالی به خمسة آنیه منتفی میشود و أربعة آنیه میشود و وقتی که أربعة آنیه شد دیگر علم اجمالی نداریم. اینجاست که ایشان میفرماید که فرقی نمیکند بر اینکه علم اجمالی قبل از طروّ حکم تفصیلی بیاید یا بعد از حکم تفصیلی بیاید.
ایراد بر کلام مرحوم آخوند در تعلق علم اجمالی بر اطراف
بر کلام مرحوم آخوند ایراد وارد شده و ایراد این است که وقتی شما علم اجمالی را بر اطراف متعلق میکنید چه فرقی میکند که خروج أحد الأطراف بالاضطرار از ناحیۀ شارع باشد یا خروج أحد الأطراف تکوینی باشد؟! تکوینی که باشد مهمتر است. یک وقت شارع یکی از اطراف را متعیناً یا غیر متعین از تحت علم اجمالی خارج میکند یااینکه یکی از این آنیه مائش بر زمین احراق میشود و أحد الآنیه ازبین میرود و یکی از این اوانی از تحت اطراف علم اجمالی خارج میشود بنابراین دیگر دراینصورت علم اجمالی هم ازبین میرود، شما باید قائل به انحلال علم اجمالی باشید درحالیکه قائل نیستید. چطور بین این دو قضیه جمع میشود؟! این ایرادی است که وارد میشود.

