
جلسه ۳۹۸
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16شوال المکرم 1425
جلسه ۳۹۸
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16شوال المکرم 1425
جلسه ۳۹۸
7پس وقتی که شارع یک حکم را انشاء میکند منبابمثال وقتی که میگوید: حرمت مترتب بر خمر است، در همان عالم انشاء گفته که درصورتیکه اضطرار نباشد و شارع این اضطرار نباشد را همراه و مساوی با حرمت خمر جعل کرده است. بسیار خوب پس در مانحنفیه غیر از حرمت خمر هیچ نداریم. علم اجمالی مربوط به مکلف است، علم اجمالی به شارع مربوط نیست بلکه به مکلف مربوط است پس یک حرمت خمر داریم و شارع گفته که حرمت خمر درصورتی است که اضطرار نباشد حالا ما فرض میکنیم خمر در اینجا معیّن است آیا حرمت به این إنا تعلق میگیرد یا نه؟! تعلق نمیگیرد، چون از ابتدای انشاء حرمت خمر معلّق بر عدم اضطرار است و الآن در اینجا شخص مکلف مضطر به شرب و تناول است پس حرمت خمر از ابتداء به این إناء تعلق نمیگیرد نهاینکه تعلق بگیرد و بعد برداشته بشود! حرمت قبل از اضطرار به این تعلق گرفته است اما وقتی که اضطرار شد قطع شد، حرمت از این به بعد دیگر به این تعلق نمیگیرد. وقتی که به معیّن تعلق نگرفت آنوقت به علم اجمالی تعلق نمیگیرد؟! یعنی علم اجمالی داغتر از معیّن است؟!
وقتی که شارع حرمت خمر را معلق بر عدم اضطرار کرد الآن هم در اینجا إنائین مشتبهین هست پس آمد گفت که در مانحنفیه حرمت بر این مانحنفیه تعلق نمیگیرد، چرا تعلق نمیگیرد؟ چون در اینجا بحث اضطرار است. پس اضطرار موجب میشود که حرمت به خمر تعلق نگیرد وقتی به خمر تعلق نگرفت در اینجا برای ما شبهۀ بدوی پیدا میشود که آیا این خمر است یا نه. خود شارع گفت که باید در تعلق حرمت به إناء یقین داشته باشید. آیا در مانحنفیه یقین داریم؟! نه، نداریم. خود شارع گفت و این غیر از این است که تکویناً خارج بشود. بحث در حرمت خمر به اجتماع هردو که نبود اصلاً شارع به اجتماع کاری ندارد، ما اجتماع را درآوردیم و ساختیم درحالیکه شارع میگوید که چه إنائین مجتمعین باشند یا نباشند من کاری به اجتماع ندارم. من میگویم که الخمرُ حرامٌ. درصورت إناء واحد که اصلاً اجتماعی هم وجود ندارد مشخص است و حرمت آمده روی إناء هم بار شده است. این جواب مرحوم آخوند است که حالا ما یک مقداری آن را بسط دادیم بیش از آن چیزی که ایشان در این مقام گفتند. شارع در اجتماع إنائین اصلاً حکم ندارد بلکه عقل حکم میکند بر اینکه برای خروج عن عهدة التکلیف باید از تناول هردو اجتناب کرد.
