
جلسه ۴۰۲
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 30 شوال المکرم 1425
جلسه ۴۰۲
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 30 شوال المکرم 1425
جلسه ۴۰۲
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
عرض شد که مرحوم آقای حکیم در مانحنفیه قائل به تفصیلات و تقسیماتی برحسب تقدم و تأخّر اضطرار و همینطور دوام و عدم دوام و استمرار مورد اضطرار شدند؛ در قسم اول ایشان میفرمودند که علم اجمالی مقدّم بر اضطرار و اضطرار بهنحو مستمری باشد تا مادام حیات و یا به کیفیتی که عادتاً تعلّق تکلیف در وقت علم اجمالی لغو باشد بر اطراف علم اجمالی، دراینصورت لا یَنبغی التأمل در اینکه تکلیف به اطراف علم اجمالی بهواسطۀ اضطرار تعلق نمیگیرد بلکه اضطرار موجب خروج أحد الطرفین از تحت تعلق علم اجمالی خواهد شد و در طرف دیگر شک طبعاً شک بدوی خواهد بود و شبهه از اطراف علم اجمالی خارج میشود. دراینصورت همراه و همزمان با اضطرار به أحد اطراف ـ چه معیّن و چه مخیّر ـ یَجوز الاقتحام بِطرفٍ آخر.1
جنبۀ فعلی داشتن شرط متأخّر
اشکالی که بر این مسئله وارد است این اشکال را ما بنا بر مبنای خودمان بر ایشان وارد کردیم اما در قسم دوم که ایشان میفرمایند: و اما اگر اضطرار متأخّر از علم اجمالی باشد ولکن استمرار نداشته باشد مثلاً مکلف مردد در استعمال إنائین است و یکی از این دو إناء مغصوب است و این اضطرار به یکی دارد ـ حالا چه معیّن یا مخیّر ـ ولی این اضطرار در یوم واحد است و در روز بعد این اضطرار منتفی میشود یااینکه فرض کنید مکلف نذر به صوم یوم الخمیس أو یوم الجمعة دارد اما به جهتی در یوم الخمیس مریض است و بهواسطۀ مرض نمیتواند روزه بگیرد یا کسالت پیدا کرده است یا مضطر به سفر شده است البته مسئلۀ سفر فرق میکند. فرض کنید مریض است و بهواسطۀ مرض نمیتواند روزه بگیرد دراینصورت باید صوم روز جمعه را اتیان کند.
دلیلی که ایشان نسبت به این قضیه ذکر میکنند این است که چون اضطرار طاری بر علم اجمالی است علم اجمالی از نقطهنظر تنجیز مقدّم بر اضطرار است و طرف دیگر از آنجایی که یکی از اطراف علم اجمالی است بنابراین در یومی که اضطرار برطرف میشود بهعنوان شرط متأخّر حکم به اجتناب طرف دیگر مِن اوّل الأمر بر این شخص ثابت است یعنی گرچه یکی از دو طرف از تحت تنجّز علم اجمالی بهواسطۀ اضطرار شرعاً خارج شده است ولی طرف دیگر هنوز در تعلق علم اجمالی هست زیرا هیچ مانعی برای تعلق تکلیف به طرف دیگر وجود ندارد سواء این اضطراری که مکلف به یکی از طرفین مبتلا شده است، خب این اضطرار هم بعداً رفع میشود؛ اضطرار، اضطرار مستمر نیست تااینکه مورد را بالکلّیه از اطراف علم اجمالی خارج کند همانطوری که درصورت اول بود، بلکه موقّتاً حکم به اقتحام در اینجا داده شده است اما از آنجایی که اضطرار، اضطرار موقّت است خروج اطراف از اضطرار در مستقبل قریب إنّاً از تعلق تکلیف علم اجمالی به طرف دیگر کشف میکند چون فردا این از اضطرار بیرون میآید. پس خروج این مورد از تحت اضطرار در مستقبل قریب بهعنوان شرط متأخّر برای تعلق تکلیف فعلی بر این اطراف است.
- . حقائق الأصول، ج 2، ص 295.
