
جلسه ۴۰۲
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 30 شوال المکرم 1425
جلسه ۴۰۲
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 30 شوال المکرم 1425
جلسه ۴۰۲
3منبابمثال در مورد حج گرچه هنوز وقت خروج کاروان و حَمله نشده باشد اما صرف ورود أشهر حج بهعنوان شرط متأخّر برای وجوب استطاعت ایجاب میکند که مِن أول الأمر مکلف عمل منافی با اتیان به حج را انجام ندهد، اینهم همینطور است. وقتی که مولا امر به اکرام در لیلة الخمیس میکند بر مکلف واجب است که عمل منافی با اکرام در یوم الاِثنین بهعنوان شرط متأخّر انجام ندهد و نگوید که حالا روز خمیس نیامده پس الآن من میتوانم موقعیت و زمینه برای اکرام را بردارم تااینکه اصلاً اکرام به آن تعلق نگیرد، نه! نمیتواند، شرط متأخّر جنبۀ فعلی دارد. شارع همینکه حکم به تنجّز علم اجمالی کرده است این حکم شارع یک مانع منقطع و حال دارد که آن مانع منقطع عبارت از اضطرار فعلی است و اضطرار فعلی ازبین میرود و وقتی اضطرار ازبین رفت مِن أول الأمر این حکم تعلق بهطرف دیگر میگیرد. تا مادامی که اضطرار هست آن تعبداً از تحت تنجّز علم خارجی است وقتی اضطرار ازبین رفت آنهم داخل در تحت اطراف علم اجمالی خواهد شد. پس این مورد با مورد اول فرق میکند.
اساس و اصل تنجّز و فعلیت علم اجمالی در مانحنفیه
راجع به این فرع که مرحوم آقای حکیم ذکر کردند این با آن بحث راجع به آن مبنا نیست که در آن مبنا با آن مبنای ما این مسئله میسازد یا نمیسازد چون مبنای ما عام است و اختصاصی به استمرار و عدم استمرار اضطرار در اطراف علم اجمالی ندارد ولی ما بحث را با مبنای خودشان در اینجا مورد تأمل قرار میدهیم و میبینیم که آیا این مسئله با مبنای خود آقایان سازگار هست یا نه؟ صحبت ما با آقایان بر این است که تنجّز و فعلیت علم اجمالی در مانحنفیه بر چه اساسی است؟ شکی نیست بر اینکه علم اجمالی در مانحنفیه مقدّم است. نسبت به این قضیه هردو متّفق هستیم. این مسئله یک طرف ولی از آنطرف اضطرار طاری بر علم اجمالی شده است و شکی نیست که اضطرار أحد طرفین را از مورد تکلیف خارج میکند و در اینهم بحثی نیست. حالا صحبت در این است که این اضطراری که به یکی از إنائین تعلق گرفته است حالا موقّت نه مستمر یا به یکی از صوم یومین تعلق گرفته است بهواسطۀ مرض آیا نفس اضطرار موجب خروج أحد الطرفین از دایره علم اجمالی است؟! این موجب خروج است یااینکه امر دیگری در اینجا در بین هست؟! یعنی آیا علم اجمالی که در اینجا تنجّز پیدا نکرده است این علت عدم تنجّز علم اجمالی در اینجا چیست؟! آیا اضطرار است یااینکه امر دیگری است؟!
