اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 01ذیقعدة الحرام 1425

جلسه ۴۰۳

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 01ذیقعدة الحرام 1425

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۰۳

5
  • دلیلی که ما در اینجا در مورد علم اجمالی آوردیم، علم اجمالی شامل اجتناب از کِلیهما خواهد بود. ما نسبت به واحدی که اضطرار به آن تعلق خواهد گرفت، این علم اجمالی را تخصیص می‌زنیم و از آن ‌طرف دیگر اجتناب می‌کنیم. اضطراری که هریک از دو مورد را دربر می‌گیرد؛ مورد این اناء یا این اناء را، ما فقط این اضطرار را به یکی متعلَق می‌کنیم و از دومی اجتناب می‌کنیم. پس تخصیص در دایرۀ مقتضای جمع بین دلیل اضطرار و دلیل علم اجمالی اقتضا می‌کند که از طرف دیگر اجتناب کنیم. این محصّل و مفاد کلام مرحوم شیخ است.

  • اشکالی که بر کلام مرحوم شیخ شده این است که اگر قرار باشد در اینجا به مقتضای تکلیف علم اجمالی عمل کرد، انسان از اول نباید نسبت به هیچ‌کدام از اطراف اتیان و تناول کند. همین‌که شما نسبت به بعضی اطراف تناول کردید علم اجمالی شما منحل شد و دیگر شما نمی‌توانید جمع بین دلیل کنید و اضطرار در اینجا حکومت کرده و حاکم و وارد شده است؛ یا ورود در اینجا هست یا حکومت در اینجا هست، علم اجمالی را کنار می‌زند. وقتی که اضطرار علم اجمالی را از تنجیز انداخت دیگر دراین‌صورت نوبتی برای عمل به علم اجمالی نمی‌ماند تااینکه شما بخواهید نسبت به این قضیه بگویید که جمع بین هردو شده است. ولی با توجه به فرمایش و کلام مرحوم شیخ، در اینجا باید بگوییم که این جمع بین دلیلین وجهی ندارد و بنا بر مبنای آنها حق با مرحوم آخوند است و جهت مسئله این است که علم اجمالی تا مادامی منجّز است که جامعیت و اجتماع طرفین در علم اجمالی باقی باشد، قوام علم اجمالی به اجتماع طرفین است. ما بر مبنای قوم صحبت می‌کنیم و اصلاً راجع به مبنای آنها بحثی نمی‌کنیم تااینکه مسئله به انتها برسد.

  • بر مبنای قوم دلیل برای تنجیز علم اجمالی و عامل برای علم اجمالی اجتماعِ طرفین است و وقتی اجتماع ازبین رفت دیگر چه دلیلی برای علم اجمالی باقی می‌ماند؟ علم تفصیلی نداریم که حکم متعلق به فرد خاص باشد و اجتماع طرفین هم نداریم تااینکه علم اجمالی شامل طرفین بشود. پس روی چه حسابی این علم اجمالی بر آن تنجیز خودش باقی می‌ماند و نسبت به ‌طرف دیگر منجّز خواهد بود؟! دیگر اجتماعی وجود ندارد، سری نیست که بخواهند بتراشند و دیگر سری نمانده است! موضوع ازبین رفته است تااینکه بخواهید محمولی را به آن حمل کنید یا نکنید! دیگر اجتماع نیست و وقتی اجتماع نشد دیگر جمع بین این دو معنا نخواهد داشت. این محصّل کلام مرحوم شیخ و مسائل مرحوم آخوند بود.

/