اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02 ذیقعدة الحرام 1425

جلسه ۴۰۴

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02 ذیقعدة الحرام 1425

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۰۴

7
  • ازبین رفتن تنجّز علم اجمالی در حال اضطرار

  • بنابراین علم اجمالی که شما می‌فرمایید به‌واسطۀ اضطرار آن تنجّزش نسبت به افراد باقی است، از طرف مرحوم آقا آخوند این‌طور می‌توانیم به ایشان پاسخ بدهیم که اضطرار در اینجا چه عملی انجام می‌دهد؟ وقتی که اضطرار می‌گوید که یک امر مباح است واقعاً این امر را مباح می‌کند و وقتی که یکی از طرفین متیقّناً مباح شد یا مختاراً، وقتی که مباح شد ولو خمر باشد مباح است فَکیف به اینکه ماء‌ باشد و خمر نباشد. وقتی که اضطرار مباح می‌کند دیگر یکی از دو طرف حرام در اینجا معنا ندارد. موضوع برای علم اجمالی که منجِّز است تردد طرفین در حرمت أحدهما است و در اینجا ما حرمت أحدهما دیگر نداریم بلکه فقط مشکوکُ الحرمة طرف الواحد داریم حرمت أحدهما دیگر نیست چون أحدهمایی دیگر نیست.

  • تلمیذ: یقین اینجا یقین تعبّدی است یقین وجدانی که انسان حاصل نمی‌کند یعنی در واقع شارع آمده ما را متعبّد کرده کأنّ این را نازلۀ علم وجدانی قرار داد.

  • استاد: ما الآن متیقن هستیم بر اینکه این الآن حلال است و یقین داریم وجداناً هم یقین داریم! تعبّد و غیر تعبّد نداریم! شما وجداناً می‌دانید این بر شما حلال است یا نه؟! وجداناً حلال است. اصلاً شارع بگوید که این خمر است ـ بالاتر از این؟! ـ و بخور! شما چه‌کار می‌کنید؟!

  • مگر مرحوم آقا به مرحوم آقای حداد ـ رضوان الله تعالیٰ علیهما ـ عرض نکردند که اگر این لیوان دَم باشد و شما بگویید که بخور من می‌خورم!1

  • مگر نفرمودند؟! مجتهد هم هستند. اعلم از علماء عصر و مراجع هم بودند. چطور یک هم‌چنین حرفی زدند؟! یعنی چه؟! یعنی اگر کسی کلام یک نفر را مانند کلام رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بداند [این کار را می‌کند] الآن امام زمان علیه‌السّلام بگوید که این خمر است و من به شما می‌گویم که این خمر را بخور! چه می‌گویید؟! می‌گویید که ‌نه شما امام زمان نیستی، اگر امام زمان بودی این‌طور نمی‌گفتی! می‌گوید که من امام زمان هستم، من مشرّع هستم البته مشرّع خداست من واسطۀ بلاغ هستم ـ من به تو می‌گویم که این کار را بکن. مگر پیغمبر به عمر و ابوبکر نگفتند که بروید آن کسی که در حال صلاة است را بکشید؟! اسمش حُرْقوص بود. رفتند گفتند که عجب! چطور رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند کسی که در حال رکوع است را گردن بزنیم؟! نعوذبالله! برگشتند! فرمودند: کشتی یا نه؟! یا رسول‌الله دیدم در حال رکوع است! حضرت به عمر فرمودند که تو برو، عمر رفت دید در حال سجده است، آمد گفت که یا رسول‌الله دیدم در حال سجده است چطور می‌شود من گردنش را بزنم؟! به امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمودند حضرت رفت و آمد فرمود که دیدم رفته است و خبری نیست.2

    1. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به اسرار ملكوت، ج 3، ص 245.
    2. . المراجعات، ص 94؛ الفصول المهمّة، ص 108.
/