
جلسه ۴۰۸
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 13 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۸
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 13 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۸
4بنابراین از اینجا کشف میکنیم که حکم شارع در مقام جعل احکام در بعضی از اینها مقید به عدم اضطرار است یعنی آن مفسدهای که آن مفسده با ذات خمریت توأم است، یَنتَفی وَ یَنقلُبُ إلی مَصلَحةٍ و الشیء الذی ینقلب إلی مصلحةٍ لا یحرم بل یُمکن أن یکون مستحباً أو مباحاً أو واجباً بالنسبه به مصلحت ملزمه و عدم الزام.
تعلق حرمت و حلیت اشیاء به عناوین اولیه نه عناوین خارجی
خب در عالم تشریع این ملاک است ولکن ما این مسئله را در فقدان نمیبینیم. شارع نگفته است که الخمرُ حرامٌ إذا کانَ موجوداً، نه! در تعلق حرمت به خمر، وجود خارجی لحاظ نشده است و احکام روی عناوین اولیه خودش سواءٌ وُجدَ فی الخارِج أو لا یوجدُ فی الخارج رفته است و از اینجا مرحوم آخوند میفرمایند که ما قائل به تفصیل هستیم در آن مواردی که فقدان أحد الأطراف است یااینکه در آنجا أحد الأطراف مبتلا به اضطرار است لذا اشتغال ذمه در قبل از فقدان درصورت فقدان جاری است اما درصورت اضطرار یُکشَفُ مِن أولِ الأمر اینکه این مورد بالنسبه به مکلف اصلاً حرام نبوده است خب این مضطر بوده و شارع هم حکم به حلیت یا حکم به وجوب درصورت تعارض با مصلحت اهم در اینجا داشته است.
البته بعضی از مقررین مثل مرحوم آقای حکیم ـ حالا بیان مرحوم کمپانی را جلسات بعد بیان میکنیم و گمان نمیکنم در این جلسه برسیم بیان ایشان نسبت به اینجا که بسیار دقیق است در اینجا بگوییم ـ در اینجا در بیان مقام کلام و توضیح کلام مرحوم آخوند این مطلب را به سه قضیه و به سه مآل تقسیم کردند یعنی شرط برای تعلق و تنجّز تکلیف را یکی عدم اضطرار و یکی عدم عجز و وجود قدرت و یکی هم وجود خارجی موضوع میدانند.
چرا اضطرار موجب انقلاب مفسده به مصلحت است؟! چرا اینطور است؟! به جهت اینکه شارع در مقام تعلیق حکم، حکم را مقید به عدم وجود مزاحم اهم یا مساوی کرده است و ما میبینیم در مورد اضطرار مزاحم و معارض اهم است و درصورت تعارض بین مُتزاحِمَین إذا کان أحدهما أقویٰ قاعده چیست؟ قاعده در تعادل و تراجیح عبارت است از رعایت مصلحت أقوا یا رعایت مفسدۀ أقوا است بر آن الزامی که در آنجا است. فرض کنید که صلات جمعه واجب است اما از آنطرف برف آنقدر زیاد است که احتمال خطر یا احتمال وجود سَبُع میرود و اگر شخص بخواهد از منزل و قریۀ خودش حرکت کند و به صلات جمعه برود، احتمال جدی خطر سَبُع یا احتمال تلف بهواسطۀ برف وجود دارد و الآن مصلحت ملزمه معارض با مفسدۀ اهم است که هلاکت است و طبعاً این ترجیح دارد لذا صلات جمعه ساقط میشود.
