
جلسه ۴۰۹
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 14 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۹
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 14 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۰۹
6همینطور استمرار پیدا میکند تا وقتی که به پانزده سال میرسد، وقتی که به بلوغ رسید الآن حکم متعلق به او شد و الآن صار مکلفاً، بین حالت صار مکلفاً و روز قبلش چه تفاوتی انجام شد؟! امروز بلند شد دید که صار مکلفاً! حالا این حالتی که از نظر روحی در اینجا پیش آمد چه حالتی است؟ همان حالت تنجّز است. الآن تکلیف شامل او شد و الآن باید نماز بخواند، باید روزه بگیرد، باید از شرب خمر اجتناب کند، از زنا اجتناب کند و از سرقت اجتناب کند، همۀ کارهایی که تا دیروز انجام میداد و میگفت که حلال است!
علامه حلی شاگرد محقق بود و محقق حلی دایی علامه حلی بود، میگویند که گاهی اوقات میخواست او را دعوا کند و بزند، او آیۀ سجده را میخواند و ایشان به سجده میافتاد و او در میرفت! میگفت که بر من تکلیف نیست! تا دوباره میخواست [بزند آیه را میخواند]! میگفت که نمیزنم دیگر نخوان! میگفت که بر من که تکلیفی نیست دلم میخواهد سجده میکنم و نمیخواهد نمیکنم، او باید سجده کند، پیرمرده بیفتد و سجده کند!
حالا این حالت تنجّز در وقتی میآید که این الآن صارَ مُتعلقاً للتَکلیف، این یَتنَجَّز اما یَصیر فعلیاً أو لا؟! تکلیف فعلی بشود یعنی نسبت به او حال بشود به حیث در ترک آن یُعدُّ عاصیاً و یُعاقبُ علیه این در چه وقتی است؟ در وقتی که در ظرف برای ابتلا قرار بگیرد در غیر ظرف ابتلا بین او و بقیه فرقی نیست. هزار سال بر این زید بگذرد موردی برای خمر پیدا نشود که خمر بخورد و اصلاً زمانی که حضرت امام زمان علیهالسّلام تشریف بیاورند اصلاً موضوع منتفی میشود، الخمرُ حرامٌ منتفی میشود یا نه؟ منتفی نمیشود و الخمرُ حرامٌ موجود است ولی اصلاً این الخمرُ حرامٌ هیچوقت فعلیت پیدا نمیکند. چرا پیدا نمیکند؟! چون خمر بهطورکلی ازبین میرود ولی تنجّزش هست، تنجّز به این معنا که این الخمرُ حرامٌ شامل حال افراد مکلف حتی در زمان ظهور و حتی در وقتی که در مجلس حضرت در کنار حضرت نشستند خواهد شد و شامل حال امام زمان هم خواهد شد چون او هم مکلف است نهاینکه خمر نسبت به امام زمان حرام نیست و حلال است، نه خمر برای حضرت حرام است و دروغ برای حضرت حرام است، همۀ اینها که برای ما حرام است برای حضرت هم حرام است ولی صحبت در این است که هیچوقت برای حضرت فعلیت پیدا نمیکند ولی گاهی اوقات برای ما فعلیت پیدا میکند! ولی در مرتبۀ تنجّز به انشاء آن هیچ تفاوتی نمیکند.
