اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ذیقعدة الحرام 1425

جلسه ۴۱۱

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ذیقعدة الحرام 1425

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۱۱

5
  • عدم تعلق اراده و کراهت مولا به موضوع در مقام اضطرار

  • بنابراین اراده و کراهت مولا به موضوع در مقام اضطرار تعلق نمی‌گیرد و وقتی که تعلق نگرفت، آن اضطرار می‌آید حاکم می‌شود و آن مفسدۀ ملزمۀ خودش یا مصلحت ملزمۀ خودش را جانشین مصلحت قبل و جانشین مفسده قبل می‌کند. این ملاک برای عدم تعلق حرمت یا وجوب در مقام اضطرار است. بنابراین وقتی خروج موضوع از تحت اراده و کراهت مولا باشد چطور ممکن است با وجود اضطرار که اضطرار یک امر خارجیِ موجود است و وجود خارجی دارد در عین وجود خارجی موضوع، درعین‌حال موضوع از تحت اراده و کراهت مولا خارج می‌شود؟! آیا ممکن است اراده و کراهت مولا به امر عدمی تعلق بگیرد؟! امر عدمی، امری که اصلاً وجود خارجی ندارد تااینکه مراد برای مولا باشد یا متعلق کراهت مولا باشد؟! بنابراین ترجیح فرع بر اصل لازم می‌آید که درصورت اضطرار که عبارت از آن اختیار أحد الطرفین به‌واسطۀ تحقق شرطی از شرایط یَتبدّلُ بِالتعیّن در مقام اضطرار، اما درصورت فقدان موضوع، ارادۀ مولا به چه چیزی می‌خواهد تعلق بگیرد؟!

  • وقتی یک موضوع تعلق خارجی ندارد ارادۀ مولا به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟! می‌گوید: خمر مفقود خارجی مورد کراهت بنده است؟! مگر [حکم] به عدم تعلق می‌گیرد؟! یااینکه فرض کنید می‌گوید که آن صوم یوم الخمیس یا یوم الجمعه [محبوب من است در حالی] که خود مولا صوم یوم الخمیس یا یوم الجمعه را به‌واسطۀ عید أضحیٰ حرام کرده است آیا ممکن است ارادۀ مولا به امر عدمیِ اعتباری تعلق بگیرد؟! یعنی خود مولا او را از مورد برای ارادۀ خودش، خودش خارج کرده است؛ خود مولا یوم الخمیس را به‌واسطۀ عید أضحیٰ بودن از تحت ارادۀ خودش خارج کرده است آن‌وقت چطور ممکن است در اینجا بیاید ارادۀ او بر صوم یوم الخمیس یا یوم الجمعه تعلق بگیرد؟! و همین‌طور بر وجوب انفاق بر زید یا بر عمرو درصورت اشتباه موردِ فقر یا اشتباه موردِ علم، وقتی یکی از آنها فوت کند و ازبین برود آیا ارادۀ مولا بر انفاق به میّت تعلق می‌گیرد؟! این اصلاً معنا دارد که ارادۀ مولا در اینجا بر امر عدمی تعلق بگیرد؟! پس علت اینکه اضطرار به‌عنوان معارضِ مزاحمِ اهمّ موجب رفع تکلیف از متعلق است چطور یک امر عدمی خارجی ـ امر معدوم ـ ممکن است متعلق برای تکلیف باشد؟! چطور چنین چیزی امکان دارد؟!

/