
جلسه ۴۱۱
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۱۱
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 16 ذیقعدة الحرام 1425
جلسه ۴۱۱
7بله! ارادۀ مولا به امر خمر کلی تعلق میگیرد نه به آنکه در استرالیا هست، ببینید دوتاست؛ یک وقتی مولا میگوید که کلُ خمرٍ سواءٌ وُجِدَ أو لا یوجَد فَهو حرامٌ میگوییم که عَلیٰ عَینِنا و عَلیٰ رُئوسِنا این خمر محقق بشود و مصنوع بشود یا الآن شده یا بعداً خواهد شد، هر مصداقی که برای خمریت در خارج محقق بشود متعلق بر کراهت بنده است. میگوییم که بسیار خوب این یک حرفی است. ولی مولا بگوید که نهاینکه من خمر را برایت حرام کردم، نه! میگوید که من آن خمری که کلاغها آنطرف دنیا در جنگل آمازون قایم کردند برای تو حرام کردم! میگوییم که نه! یک مقداری دست و صورتت را بشوی تا حالت جا بیاید، یک مقداری مثل اینکه خوابآلودگی پیدا کردی!
مولا وقتی که کراهت به امر خارجی تعلق میگیرد، باید به امر خارجی موجود مبتلا باشد نه به امر خارجی معدوم، امر خارجی معدوم ارتباطی به بنده ندارد که بخواهد موضوع کراهت برای مولا باشد. بنابراین در مقام فعلیت هیچ تفاوتی بین اضطرار و فعلیت نیست. مهم این است که این فرد خارجی اعتباراً یا تکویناً از تحت اراده و کراهت مولا خارج شده باشد و وقتی که خارج شده باشد دیگر در اینصورت مرحوم آخوند نمیتواند بین مقام اضطرار و مقام فقدان فرق [قائل شود.] این اشکال فنی هست که بر مرحوم آخوند بر مبنای خودشان از این نقطهنظر وارد میشود حالا کاری بر مبنای خودمان نداریم که از کل و ریشه آن قضیه ازبین میرود.
تلمیذ: این مسئلهای است که مرحوم آخوند از آن دفاع میکنند که در موضوع، قید وجود و عدم فقدان اخذ نشده است اما در اضطرار اخذ شده است.
استاد: صحبت ما با ایشان این است میگوییم که بسیار خب شما موضوع را اخذ نکردید اما صحبت ما این است که آنچه که اخذ نشده از نقطهنظر این است که حکم به طبیعت و ماهیت آن موضوع تعلق گرفته است نه به وجود خارجی و موضوع خارجی. در مقام اضطرار شما مسئله را به وجود خارجی موضوع برمیگردانید و میگوید که چون این موضوع خارجی متعلق برای اضطرار است بنابراین تکلیف از اول نسبت به این تعلق نگرفته است ولی صحبت ما این است که اگر تکلیف به ماهیت و به خمر بهعنوان أنّه خمرٌ تعلق گرفته است بنابراین نسبت به اینهم شامل میشود منتها حالا مورد اهم که اضطرار است حاکم شده است. الخمرُ حرامٌ شامل این میشود منتها دلیل اهم او را کنار زده است نهاینکه از اول الخمرُ حرامٌ شامل مانحنفیه نشود. اگر شامل مانحنفیه نشود بنابراین قبل از اینکه اضطرار به او تعلق بگیرد شما باید بگویید که الخمرُ حرامٌ شامل این نشده است درحالیکه نمیشود. الآن قبل از تعلق اضطرار، حرمت خمر شامل این شده یا نشده است؟
