اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 14 ذیحجة الحرام 1425 ( اتحاد عقل و شرع – مسئله ردّ الشمس )

جلسه ۴۱۶

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 14 ذیحجة الحرام 1425 ( اتحاد عقل و شرع – مسئله ردّ الشمس )

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۱۶

4
  • پس اتیان به أحد الطرفین در مانحن‌فیه و جواز اتیان بنا بر اضطرار این موجب رفع عقاب است که آن رفع عقاب درصورت مصادفه با واقع لازمه‌اش عبارت از عدم وجود حکم است و این به‌واسطۀ اضطرار آمده است نه‌اینکه به‌واسطۀ اختیار أحد الطرفین آمده است. اگر این جواز معذوریت به‌واسطۀ اختیار أحد الطرفین باشد خب دراین‌صورت ممکن است شخصی بگوید که شارع به اختیار أحد الطرفین حکم به معذوریت کرده است که می‌توانی این را انجام بدهی یا می‌توانی آن را انجام بدهی ولی در اصل باید احتیاط کنی!

  • من‌باب‌مثال مولا حکم به اکرام زید یا عمرو در لیلة العید می‌کند؛ زید یا عمرو واجب الإکرام است و اختیار اکرام را به اختیار مکلف می‌گذارد و این اختیار أحد الطرفین در اکرام و عدم اکرام دیگری، موجب عدم اکرام أحدهما نمی‌شود. اگر بگوید که زید را اکرام نمی‌کنم خب باید آن‌ طرف دیگر را اکرام کند و اگر بگوید که عمرو را بر عدم اکرام اختیار می‌کنم خب باید زید را اکرام کند. اختیار در اینجا موجب سلب حکم نمی‌شود بلکه اختیار در اینجا موجب تناول أحد الطرفین متعلق برای حکم خواهد شد این مقام، مقام اختیار است.

  • اما اگر مولا آمد به این کیفیت مطلب را بیان کرد، گفت که یا زید واجب الإکرام است یا عمرو و نمی‌گوید که اگر أحدهما را اکرام کردی این موجب اسقاط ذمه و اسقاط تکلیف است بلکه می‌گوید که زید واجب الإکرام است، آن زیدِ واجب الإکرام مردد بین طرفین است نه‌اینکه اکرام، دو متعلق علیٰ سبیل البدلیة گرفته است إمّا هذا زید و إمّا هذا زید المعیّن نه! بلکه متعلق اکرام یک نفر است که آن یک نفر مشتبه است. درعین‌حال که این زید واجب الإکرام است درعین‌حال شما می‌توانید اکرام أحدهما را نکنید! خب این مساوق با الغاء حکم است و فرق نمی‌کند! بنده که علم به غیب ندارم ببینم که کدام‌یک از این دو زید متعلق برای اکرام مولا است بلکه وظیفۀ من درصورت علم اجمالی اکرام هردوتا زید است. این درصورت علم اجمالی است. من که نمی‌دانم مولا کدام را قصد کرده است، قاعدۀ عقلائی در مانحن‌فیه اکرام هردو زید است به‌خاطر ابراء ذمه در تکلیف، حالا درعین‌حال مولا بیاید و این حکم را مترتب بر حکم اول بیان کند حالا یا از رأیش برگرشته است یا مسئله‌ای اتفاق افتاده است که نمی‌خواهد به من بگوید، بگوید که می‌توانی أحد زیدین المشتبهین را اکرام نکنی! این یعنی الغاء حکم اول، شوخی نداریم! مگر اینکه با عدم اکرام، یک حکم جدید بیاورد و بگوید که می‌توانی یکی را اکرام نکنی ولی واجب است آن یکی را اکرام بکنی، این یک حکم جدید است. اما مولا در اینجا از اول یک حکم آورده است و آن حکمش عبارت از وجوب اکرام زید است، حالا زید مشتبه است و دو روز دیگر رأیش برمی‌گردد و می‌گوید که عدم اکرام به اختیار تو است و هرکدام را می‌خواهی اکرام بکن، این معنایش این است که آن حکم اول ملغیٰ شد و حکم جدید آمده بر یک زید مبهم، نه زید مشخصِ مردّد، ـ خیلی توجه کنید! مطلب دقیق است! ـ یک وقتی می‌گوید که آقا من یک زید می‌خواهم اکرام کنی و همین‌قدر که در شناسنامه‌اش زید نوشته برای من کفایت می‌کند، حالا من نگاه می‌کنم می‌بینیم که در این بلد دوتا زید هست؛ یکی زید بن أرقم یکی زید بن أدهم! حالا ما آن زید أدهم را اکرام می‌کنیم بالأخره اسمش زید است حالا هر کسی می‌خواهد باشد کاری به آن نداریم، همین‌قدر که یک عمامه بر سرش است کفایت می‌کند! این یک حکم دیگر است و با آن حکم اول فرق می‌کند که مولا گفته است زید بن أرقم را اکرام بکن و آن زید بن أرقم دوتا در بلد هست. التفات کردید؟!

/