
جلسه ۴۱۷
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 20 ذیحجة الحرام 1425
جلسه ۴۱۷
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 20 ذیحجة الحرام 1425
جلسه ۴۱۷
9تلمیذ: شما فرمودید که وصی نمازش قضا نمیشود، این یک مسئلۀ دیگر است؟
استاد: نه، آن وصی پیغمبر است؛ وصی هر پیغمبری البته نهاینکه نمازش قضا نشود ...، نه این فرق میکند، حالا خدا نمیخواهد نمازش قضا شود آن یک مطلب دیگر است، راجع به وصی پیغمبر یک شرایط خاصی هست؛ اینکه هرجایی نمیتواند مثل سایر افراد نماز بخواند و راجع به خود کیفیت نمازش هم یک شرایط خاصی دارد ولی راجع به قضا نشدن نه این مسئله را نداریم ولی این هست که هرجایی نمیتواند بخواند؛ در هر زمینی نمیتواند بخواند.
تلمیذ: اتفاق نیفتاده؟
استاد: نه اتفاق نیفتاده، حالا ما میگوییم، خواست خدا چیست نمیدانیم ولی بالأخره اگر هم بیفتد فرقی نمیکند؛ الآن نماز امام زمان علیهالسّلام قضا بشود خب بشود، فرق نمیکند.
تلمیذ: ...
استاد: نباید بگوید، نمیشود گفت، حرام است. مرحوم آقا رضوان الله تعالیٰ علیه روح مجرد را که نوشتند به من فرمودند که من این مقداری را که نوشتم مقداری بود که دیدم نوشتنش جایز است و بقیه جایز نبود و نمیتوانستم بگویم، حالا چه بود! ما همینطور یک ولیّ خدا میشنویم! من وقتی روز نیمۀ شعبان [در مشهد] صحبت کردم خیلیها صحبت من را سَرسَری گرفتند البته فوری نوار مخفی شد و قرار شد که کسی نفهمد و الآن هم دست کسی نیست خود من هم ندارم، بعضی از بستگان پیش ما آمدند و گفتند که بهتر است این نوار پخش نشود چون ممکن است بعضیها سوءاستفاده بکنند. من گفتم که من این نوار و این منبر را برای شما و استادتان گفتم! گفتم که من برای شما دو نفر منبر رفتم و به کسی دیگر کار ندارم که سوءاستفاده بکنند و حسن استفاده بکنند! من گفتم که شما بفهمید! آقا رنگش قرمز شد و... خلاصه فهمید ما مسئله را خواندیم! اینها بر ولایت بعضیها استدلال میکردند که از حرم که آمدند زمین خوردند و نفهمیدند! کار به کجا کشیده است؟! مگر کشک است؟!
