
جلسه ۴۲۱
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 26 محرم الحرام 1426
جلسه ۴۲۱
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 26 محرم الحرام 1426
جلسه ۴۲۱
6ببینید موضوع الآن تغییر و انقلاب پیدا کرد یعنی آن حکم اوّل بهطورکلی ازبین رفت و بعداً بهخاطر طروّ این حالت ثانیه حکم ثانی بهوجود آمد. پس لازمۀ این حرف این است که در مورد اضطرار ما قائل به تعلق موضوع به یک حکم واقعی ولی واقعی ثانوی بشویم. حکم واقعی که عبارت از حلال و وجوب و اینهاست.
این همان کلام مرحوم کمپانی و بسیاری از افراد در مانحنفیه بود درصورتیکه اضطرار قبل از علم اجمالی حاصل بشود و اضطرار هم به امر معیّن تعلق بگیرد. کلام اینها حاکی نسبت به این مسئله بود. وقتی که مرحوم حاج شیخ محمدحسین میفرمایند که هذا الموضوع أصبح حلالاً یعنی بهطورکلی مسئلۀ حرمت در اینجا منتفی میشود مثلاً تا الآن شرب خمر حرام بود ولی الآن دیگر بهطورکلی منتفی است و وقتی که منتفی شد و بهجای او حلیت آمد دیگر شما چه حرمتی را میخواهید استصحاب کنید؟! دیگر حرمتی در اینجا وجود ندارد تا بخواهید او را استصحاب بکنید یا در او شک بکنید! الآن این تا اینجا حرام بود الآن حلال شد و حلال را که استصحاب نمیکنند، حرمت را استصحاب میکنند. انقلب واقعاً إلی الحلیة أو إلی الوجوب خب این یک بحث است.
قول دوم در اینجا این است که اضطرار، جعل حکم ثانوی درقبال حکم اوّلی نمیکند اضطرار عبارت از طروّ مانع درقبال حکم اول است یعنی وقتی که به یک موضوع در حال عادی حکمی از احکام تعلق گرفت در موقع اضطرار آن موضوع بهواسطۀ انقلابش به موضوع دیگر لا یَترتبُ علیه الحکم الأول و لا یَترتبُ علیه شیء یعنی نه حکم اول بر آن مترتب است نه حکم ثانوی! پس چه بر آن مترتب است؟! در اینجا حکم عقلی حاکم است یعنی در مرتبۀ اضطرار عقل در اینجا حاکم به الزام است یا عقل در اینجا حاکم به کفّ نفس است و شرع دیگر به اینجا کاری ندارد. شرع میگوید که چون آن موضوع به موضوع دیگر متبدّل شد لذا در اینجا حکمی از احکام وجود ندارد. روزه تا اینجا واجب بود درصورت صحت و سلامت واجب بود الآن مرض آمده و عارض شده است. البته در مورد خصوص روزه میتوانیم بگوییم که شارع حکم به حرمت کرده است یعنی ملاک برای روزه نیست و وقتی ملاک برای روزه نشد پس خود روزه بدعت میشود چون روزه مأمورٌ به غیر ممضای شارع میشود و هر تکلیفی که امضای شارع در آن نباشد در آنجا نیت قربت منتفی است و لهذا صائم روزۀ خود را بدون نیت قربت میگیرد و این روزه بدعت میشود و بدعت هم حرام است.
