
جلسه ۴۲۱
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 26 محرم الحرام 1426
جلسه ۴۲۱
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 26 محرم الحرام 1426
جلسه ۴۲۱
9تلمیذ: موضوع هست یا نیست؟! در همین فرع دوم وقتی ما میگوییم مایع یک موضوعی است مثل احکام اما حکم مایع اباحه است.
استاد: نه در دوم مایع تنها که نداریم مایع مبهم که نداریم! یا مایع ما شربت است یا سرکه است یا خمر است یا چیز دیگر است. بالأخره در تحت یک عنوانی از عناوین هست و در تحت هر عنوانی دربیاید حکم خاص خودش را دارد ولی در مورد اضطرار اصلاً خروج از تکلیف است. در تقریر اول تکلیف دو نوع داشت؛ یا تکلیف به حرمت بود یا تکلیف به وجوب است. در صورت دوم یک تکلیف بیشتر نداریم و آن تکلیف اوّلی است. درصورت اضطرار تکلیف نیست. مگر ما آن روز نگفتیم که اگر یک بچۀ دهساله بیاید شرب خمر بکند نهاینکه شرب خمر برای او حلال است بلکه شرب خمر برای او حرام نیست. یک مجنونی بیاید شرب خمر کند آیا میگوییم که این عمل حرام انجام داد یا میگوییم که عمل حلال انجام داد؟! هیچکدام! اصلاً بر این عمل حکمی تعلق نمیگیرد نهاینکه عمل مجنون حلال است ...؛ بالنسبه به غیر مجنون حرام است ولی بالنسبه به مجنون أصبحَ حلالاً چون اصلاً مجنون مکلف نیست و اصلاً حرام و حلال نمیفهمد تااینکه بگوییم که حالا نسبت به او حلال میشود. این عمل به حرمت اوّلی خودش باقی است الاّ اینکه شارع عقاب نمیکند. وقتی که طفل دهساله شرب خمر میکند در اینجا عمل این حلال نیست چون اصلاً در مقام تکلیف نیست.
تلمیذ: در مقام تکلیف هست.
استاد: نیست، تکلیف را عقل تعقّل میکند این عقل ندارد.
تلمیذ: منظورم نسبت به بچه است، نسبت به مجنون بله، اصلاً شرایط برای تکلیف را ندارد اما اضطرار شرط برای تکلیف را دارد.
استاد: احسنت! همین! اضطرار میآید میگوید که مثل غیر تکلیف میشود یعنی چطور اینکه تکلیف مترتب بر اختیار است؟ وقتی که شخص اختیار دارد شارع حکم میکند و وقتی اختیار ندارد طرف مثل چوب میشود. شارع چه حکمی را بکند؟! وقتی که طرف مریض است شارع حکم به چه بکند؟! حکم به صیام بکند؟! به شارع میگوید که من میتوانم روزه بگیرم ولی خب میمیرم، میخواهید روزه بگیرم میگیرم! شارع میگوید: نه تو که مریض هستی مثل طفل میمانی. پس در این تقریر دوم اصلاً تکلیفی وجود ندارد و فقط حکم عقل میماند که عقل یا حکم به الزام میکند یا حکم به الزام نمیکند.
