اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02صفر المظفر 1426

جلسه ۴۲۳

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02صفر المظفر 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۲۳

10
  • حالا ما در مسئلۀ اضطرار می‌بینیم که این مضطر به این قضیه این مسئلۀ تنبّه را دارد و باز حکم مکلف با اکراه فرق می‌کند؛ در اکراه تقریباً جنبۀ جبر دارد و مسئله خارج از اختیار مکلف است و قضیه از تحت اختیار او خارج می‌شود ولی در مقام اضطرار مسئله این‌طور نیست و ما یک اختیاری را احساس می‌کنیم، گرچه در موقعیت غیر عادی قرار گرفته ولی این را با اختیار خودش انجام می‌دهد، فعل خودش است و کسی او را مجبور نکرده، کسی او را بر این عمل اکراه نمی‌کند و خود او این عمل را انجام می‌دهد پس موقعیت اضطرار با سایر موارد تفاوت می‌کند.

  • اشکالی که بر مرحوم کمپانی از این نقطه‌نظر می‌شود گرفت ـ چون مرحوم کمپانی قائل به حلیت است ـ این است که چطور ما در مقام عدم تنبّه مثل نسیان و خطاء قائل به رفع تکلیف هستیم ولی نسبت به اضطرار قائل به رفع تکلیف نیستیم؟! چطور ما در مقام اکراه قائل به رفع تکلیف هستیم چون مکلف در آنجا اختیار ندارد اما در مورد اضطرار قائل به رفع تکلیف هستیم؟! جبر که تفاوتی نمی‌کند از چه عامل و از چه موجبی تحقق پیدا کرده است! یا جبر از طرف شخص است یا جبر از طرف سماء است یا جبر از طرف ارض است و از این نقطه‌نظر فرق نمی‌کند. چه اکراه نسبت به یک عمل باشد توسط شخصی، چه اکراه را مرض ایجاب کرده باشد در هردو حال اکراه است منتها در وهلۀ اول اکراه می‌کنند که اگر مثلاً اکل میته نکرد اعدامش می‌کنند، حالا اگر این اکراه به‌واسطۀ مکره نباشد بلکه به‌واسطۀ غلبۀ جوع باشد باز هم اکراه است منتها آن اکراه اکراه فاعل است و این اکراه اکراه غیر فاعل است.

  • چه فرق بین شعور و عدم شعور در مانحن‌فیه است؟! در مانحن‌فیه همان‌طور که شارع نسبت به مقام نسیان ساکت است و آن عمل را لا عمل می‌داند، خب در مقام اضطرار نسبت به مرض هم مطلب به همین کیفیت است. در آنجا آیا صرف شعور موجب تکلیف است یااینکه نه، شعور یکی از علل برای تعلق تکلیف است و علل دیگری هم داریم؟! یکی از علل تکلیف شعور است، یکی وجود شرایط خاص است. گرچه در اینجا شخص، شاعر به این مطلب هست و شاعر نسبت به موضوع خارجی هست اما اضطراری که در اینجا وجود دارد آن اضطرار شعور او را بِلا شعور می‌کند. یعنی شعور او در آنجا یک طرف بیشتر ندارد و آن‌طرف طرف فعل است یا طرف نفی است. شعور او نسبت به مصلحت و اختیارِ مطلب، دیگر یک‌طرفه می‌شود، فقط شعور او به این است که باید این را انجام داد و دیگر اختیاری نسبت به فعل و عدم فعل ندارد. اگر انجام ندهد می‌میرد. این دیگر شعور ندارد. این دیگر اختیار در اینجا ندارد که انجام بدهد یا ندهد! اگر انجام ندهد می‌میرد و اگر انجام بدهد [نمی‌میرد]، این چه اختیاری در اینجا وجود دارد که این اختیار، اختیار یک‌طرفه است؟! فقط اختیار برای فعل است و اختیار عدم، هلاکت است درحالی‌که شارع در مقام تکلیف، تکلیف را بر اختیار به طرفین متعلق کرده است نه اختیار إلی طرفٍ واحد، به آنجا دیگر تکلیف تعلق نمی‌گیرد!

/ 260