
جلسه ۴۲۳
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۳
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۳
5اما در مورد اضطرار خود اصل آن عبادت یا خود اصل آن فعل یا خود اصل آن حرمت منتفی خواهد شد یعنی به یک شکل دیگر برمیگردد و موضوع تغییر پیدا میکند.
منبابمثال شخص میخواهد برای صلاة جمعه برود یکدفعه مضطر به یک مسئلۀ دیگری میشود مثلاً یک مرضی برای او عارض میشود یا خوف هلاکت برای او پیدا میشود یا طریق غیر امن میشود، این صلاة جمعه که واجب است از او ساقط میشود و باید نماز ظهر بخواند یااینکه حج بر او واجب است و وقتی که میخواهد حج برود یک مرتبه مشخص میشود که طریق ناامن است خب دراینصورت رفع استطاعت میشود و یا فرض کنید خمر یا اکل میته برای او حرام است یکمرتبه آن اکل میته حرمت خودش را ازدست میدهد و اکل و شرب او موجب عقاب و موجب هلاکت نیست.
در این موارد که آن ملاک اولی به یک ملاک ثانوی برمیگردد طبیعتاً حکم هم از همان حکم اوّلی به حکم ثانوی برمیگردد یعنی وقتی که مکلف در مقام تکلیف با یک اکل میته یا شرب خمر در حال اضطرار یا در حال مرض روبرو میشود و برخورد میکند در اینجا به این امر و به این فعل ـ بالأخره فعل خالی از حکمی از احکام نیست ـ چه مسئلهای تعلق میگیرد؟! و آن حیثیت انشائیه و ایجابیۀ برای اقدام بر فعل چه حیثیتی است؟! آیا شارع میگوید که اقدام بر این فعل بکن یا نه شارع در اینجا ساکت است؟! منبابمثال در مسئلۀ اکل میته برای رفع هلاکت، آن باعث و داعی برای اکل میته در اینجا کیست؟! آیا شارع است یا غیر شارع است؟! آیا میتوانیم بگوییم که غیر شارع در اینجا آمر به اکل میته است؟! شارع در اینجا بگوید که من ساکت هستم و در اینجا حکمی ندارم، [میگوییم که] حکمی نداری بالأخره من چهکار کنم؟! من الآن در اینجا خوف از عقاب دارم، تو هم که در اینجا حکمی را بیان نمیکنی و ساکت نشستهای پس تکلیف من چیست؟! خدا هم که ما رها نکرده است بالأخره در هر مسئلهای راهی قرار داده است.
