اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02صفر المظفر 1426

جلسه ۴۲۳

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 02صفر المظفر 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۲۳

7
  • در اینجا هم همین است. حکم عقل است و حکم عقل که منافات با حکم شرع ندارد. نظر من این است که شارع در مسئلۀ اضطرار آن‌طوری‌که آیات به این مسئله دلالت دارد مثل آیۀ ﴿وَ قَلۡبُهُۥ مُطۡمَئِنُّۢ بِٱلۡإِيمَٰنِ﴾1 که دربارۀ عمار آمد2 که پدر و مادرش را شهید کردند و او در آن شکنجه و اینها قرار دادند در اینجا می‌بینیم که خود شارع می‌گوید و لیس علیهم جناح یا آیات نسبت به جهاد مثل آیۀ ﴿وَّأَعۡيُنُهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ﴾3 که دلالت بر رفع تکلیف دارد و دلالت بر عدم وجوب جهاد به نسبت به عاجزین از جهاد یا رفع تکلیف از آن افراد در موقعیت اضطرار دارد. یا روایات بسیار که نسبت به موارد اضطرار خود ائمه علیهم‌السّلام حکم به جواز می‌کنند و این روایات خیلی زیاد هستند. از اینها استفاده می‌شود که شارع به‌عنوان یک حکم عادی درصورت دوم از تحقق موضوع در اینجا مسئلۀ اضطرار را جعل کرده است و حتی در بعضی موارد مثل اینکه اگر یک صدقی موجب برای هلاکت است حکم حرمت به آن صدق تعلق می‌گیرد و باید در آنجا توریه کرد. از این قبیل مسائل زیاد داریم و مسئله به این کیفیت است. چطور ممکن است شارع در اینجا فقط رفع حکم را بکند بدون جعل حکم مماثل؟!

  • تعریف حکم مباح

  • تلمیذ: آیا خود رفع حکم یک حکم نیست؟!

  • استاد: نه، رفع حکم به معنای این است که شارع می‌گوید که من در اینجا نسبت به مسئله ساکت هستم. اگر انجام بدهی یا ندهی من کاری ندارم.

  • تلمیذ: همان مباح است!

  • استاد: نه مباح نیست، مباح آن است که در خود آن وضعیت اوّلیه اولاًبلااول تساوی الطرفین در مقام جعل به آن تعلق گرفته است. آن را مباح می‌گویند. شرب ماء در شرایط عادی مباح است و در شرایط ضرر حرمت پیدا می‌کند و در شرایط عدم شرب که مشرف به موت بشود وجوب پیدا می‌کند ولی خود شرب ماء که الآن در اینجاست و ما هم مشرف بر هلاکت نیستیم، حکم شربش چیست؟! وجوب، مستحب، مکروه یا حرام؟! هیچ‌کدام، مباح است. اکل لحم در شرایط عادی مباح است و در شرایط اضرار موجب حرمت است و اگر عدمش موجب اضرار است واجب می‌شود. یا اکل خبز در شرایط عادی مباح است و امثال‌ذلک تمام اینها محللات هستند همان‌طور که آیۀ شریفه ﴿قُلۡ مَنۡ حَرَّمَ زِينَةَ ٱللَهِ ٱلَّتِيٓ أَخۡرَجَ لِعِبَادِهِۦ وَٱلطَّيِّبَٰتِ مِنَ ٱلرِّزۡق﴾4 هم دلالت بر حلیت می‌کند. شما می‌توانید امروز برنج بخورید حلال است می‌توانید آبگوشت بخورید حلال است این تفاوتی ندارد ولی مسئله مسئلۀ رفع تکلیف است. اینکه می‌گویم رفع تکلیف یعنی این عمل مثل عمل صبی است. چطور عمل صبی را شما نمی‌گویید که مباح است؟! بلکه می‌گویید که تکلیف ندارد یا عمل مجنون وقتی که مجنون یک عملی را اتیان بکند شارع عقابش نمی‌کند ثواب هم به او نمی‌دهد. چرا؟ چون اصلاً تکلیف ندارد مثل اینکه یک مجسمه‌ای یا یک رباطی یک عملی را انجام بدهد. الآن رباطی که روی کارهای مشخص تنظیم می‌کنند، بر این عمل رباط که ثواب مترتب نمی‌کنند. این دستگاهی است که طبق برنامه این دستگاه و این رباط این کار را انجام می‌دهد.

    1. . سوره نحل (16) آیه 106.
      ترجمه: «[و هر كه از پس ایمان آوردنش منكر خدا شود نه آنكه مجبور شده] و دلش به ایمان قرار دارد.» (محقق)
    2. . الکافی، ج ۲، كتاب الإیمان و الكفر، بابُ التَّقیَّة، ص ۲۲۰، ح 15.
    3. . سوره توبه (9) آیه 91 و 92:
      ﴿لَّيۡسَ عَلَى ٱلضُّعَفَآءِ وَلَا عَلَى ٱلۡمَرۡضَىٰ وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ مَا يُنفِقُونَ حَرَجٌ إِذَا نَصَحُواْ لِلَّهِ وَرَسُولِهِۦ مَا عَلَى ٱلۡمُحۡسِنِينَ مِن سَبِيلٖ وَٱللَهُ غَفُورٞ رَّحِيم * وَلَا عَلَى ٱلَّذِينَ إِذَا مَآ أَتَوۡكَ لِتَحۡمِلَهُمۡ قُلۡتَ لَآ أَجِدُ مَآ أَحۡمِلُكُمۡ عَلَيۡهِ تَوَلَّواْ وَّأَعۡيُنُهُمۡ تَفِيضُ مِنَ ٱلدَّمۡعِ حَزَنًا أَلَّا يَجِدُواْ مَا يُنفِقُونَ﴾. امام شناسى، ج‌ 10، ص 236:
      «بر ضعیفان و مریضان و كسانى كه تمكّن از انفاق و مخارج عائله خود را ندارند، درصورتى‌كه مَودَّت و مَحبَّت خود را منحصراً براى خدا و رسول او قرار دهند؛ با كسى نیست در عدم حركت و باقى ماندن در مدینه؛ زیرا كه براى نیكوكاران هیچ‌گونه راه مؤاخذه و زحمت و حَرَجى نیست؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است. و نیز هیچ‌گونه حَرَج و مؤاخذه‌اى نیست براى كسانى كه چون به نزد تو مى‌آمدند؛ و از تو مركب سوارى مى‌خواستند كه بر آن سوار شوند؛ و تو به ایشان گفتى: من متمكّن از دادن مركب سوارى به شما نیستم، تا بر آن سوار شوید! ایشان درحالى‌كه از شدّت اندوه و غصّه اشك از چشم‌هایشان جارى بود؛ به جهت عدم تمكّن از مصارف و انفاق براى خروج، پشت كرده و از نزد تو بیرون شدند.»
    4. . سوره اعراف (7) آیه 32.
      ترجمه: «بگو: چه كسى زینت خدا را كه براى بندگان خود بیرون آورده و روزى‌هاى پاكیزه را، حرام كرده است؟!» (محقق)
/