اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 03 صفر المظفر 1426

جلسه ۴۲۴

توضیحات:

اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 03 صفر المظفر 1426

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۴۲۴

7
  • پس شارع را می‌بینیم که در این موارد آمده در کنار آن موضوعی که در ظرفیت عادی هست این موضوع را در ظرفیت‌های دیگر و در موقعیت‌های دیگر ملاحظه کرده است پس این‌هم حکم واقعی می‌شود. پس برای شیخ هرم و برای مریض حکم واقعی عبارت است از وجوب افطار است و برای مسافر هم حکم، وجوب افطار است لذا شخص از حضرت سؤال می‌کند «عنِ الرَّجُلِ یُسافِرُ فی شَهرِ رمضان فَیَصومُ» می‌فرمایند: «لَیسَ مِنَ البِرِّ الصَّومُ فی السَّفَر»1 یااینکه از حضرت سؤال می‌کند که آیا هَل القصر مُلزمهٌ أو رُخَصة؟! حضرت می‌فرماید: «لا، ملزمة»،2 رخصت نیست بلکه مسئلۀ قصر در سفر حکم واقعی است.

  • حکم واقعی برای مریض ـ نه حکم ظاهری ـ حرمت صوم است لذا در حکم ظاهری همیشه این است که اگر انکشاف خلاف شد مکلف، مکلف به حکم واقعی است و باید حکم واقعی را انجام بدهد. در مریض دیگر انکشاف خلاف نداریم! برای نَفساء حکم واقعی وجوب افطار و حرمت صوم است حالا نفساء می‌تواند بگوید که اگر برای من کشف خلاف شد ... کشف خلاف نداریم! خودت داری می‌بینی چه خبر است! در اینجا حکم واقعی برای نفساء حرمت است. همین حکم واقعی برای غیر نفساء وجوب می‌شود. حکم واقعی برای نفساء حرمت صلاة است و حکم واقعی برای غیر نفساء وجوب صلاة می‌شود. حکم واقعی برای مریض حرمت صوم است حکم واقعی برای صحیح عبارت از وجوب صوم است ولی اضطرار این‌طور نیست؛ شارع نیامده حکم واقعی در این مقام را بیان کند بلکه شارع در مقام اضطرار گفته است که حکم نداری، نه‌اینکه حکم تو حلیت است! گفته که حکم نداری! «رُفِعَ عن أمتی» آن حکم تکلیفی الزامی را شارع در اینجا رفع کرده است لذا در اینجا نمی‌توانیم بگوییم که حکم واقعی است.

  • آن‌وقت مرحوم کمپانی که در اینجا می‌فرمایند شارع در اینجا حلال کرده است به‌نحوی‌که بگوید: ولو کان هذا خمراً ...، اضطرار اگر به امر معیّن تعلق بگیرد معنایش این است که ولو کان هذا خمراً فَهو لک حلال آیا این به همین نحو است که ایشان تقریر می‌کنند؟! به صرف تعلق اضطرار به امر معیّن این واقعاً حلال می‌شود؟! به‌نحوی‌که اگر شارع بگوید: اگر این خمر است حلال است و من حلال کردم، دیگر شما در اینجا چه می‌گوید؟! آن‌وقت اشکال از اینجا برایشان روشن می‌شود. حالا چرا اشکال وارد می‌شود إن‌شاءالله برای جلسۀ بعد باشد.

    1. . وسائل الشیعة، ج ‌10، کتاب الصیام، أبوابُ مَن یَصِحُّ مِنهُ الصَّوم‌، باب 1 ـ بابُ وُجوبِ الإفطارِ فی السَّفَرِ فی شَهرِ رمضانَ مع الشَّرائِط ...‌، ص 177. ح 10.
    2. . وسائل الشیعة، ج ۸، أبوابُ صَلاةِ المُسافِرِ، باب 22 ـ بابُ أنَّ القَصرَ فی السَّفَرِ فَرضٌ واجِبٌ لا رُخصَةٌ إلاَّ فی المَواضِعِ الأربَعَةِ وَ حُكمِ ما یَفوتُ سَفَراً ثُمَّ یُقضَى حَضَراً أو بِالعَكسِ وَ اقتِداءِ المُسافِرِ بِالحاضِرِ وَ بِالعَكسِ، ص 5۱۷، ح 2، با قدری اختلاف.
/