
جلسه ۴۲۵
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 10 صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۵
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 10 صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۵
5شارع میگوید: یَجب علیک شربه بِعنوان أنَّه دواء وقتی که میگوید: یَجب علیک شربه یعنی منِ شارع میگویم که هذا حلالٌ وقتی که میگویم که هذا حلالٌ پس آیا ممکن است بگویم که باز داخل در اطراف علم اجمالی است؟! شارع به یک إناء گفته که هذا حلالٌ یعنی این إناء خَرَج عن أحد الأطراف و بَقی طرف الأخر تحت شبهة البدویة و مقتضی القاعدة هو اجراء الإباحة علیه.
این کلام مرحوم کمپانی است که بسیار کلام دقیقی است که میفرمایند: ولو کان خمراً یَحکم الشارع بِالحلیة ولو کان خمراً. این مطلب تا اینجا درست است و ما این مسئله را قبول داریم که شارع در تعلق اضطرار به واحد معیّن حکم به حلیت میکند و میگوید: هذا حلالٌ ولی صحبت در این است که آیا این حلیت مطلقه است یا معنون به عنوان اضطرار است؟ این مسئله محلّ صحبت است. یک وقتی شارع میگوید که این إناء علیٰأیّحالٍ حلال است یعنی اصلاً شارع یک تصرف تکوینی در این إناء میکند و این را از صورت حرمت به صورت حلیت خارج میکند آیا دراینصورت علم اجمالی ما منحل نمیشود؟! منحل میشود چون دیگر دو طرف نداریم بلکه یک طرف داریم. شارع میگوید که من میگویم: این حلال است، تکویناً تصرف میکنم، اگر خمر نباشد که حلال است و اگر هم خمر باشد من این خمر را حلال کردم، برای همه خمر حرام است اما برای خصوص شما آنهم در این ساعت اشکال ندارد. شارع میگوید که ما این را برای شما حلال کردیم. وقتی میگوید: حلال کردیم، علم اجمالی ما در اینجا چیست؟ مگر علم اجمالی قائم به طرفین نبود؟! إمّا هذا حرامٌ و إمّا هذا! نه، این دیگر حرام نیست بلکه هذا حلالٌ این انحلال پیدا میشود. اگر در آنجا بود ما چه حکم میکردیم؟! حکم به انحلال علم اجمالی میکردیم، شکی در آن نیست مثل اینکه اصلاً خمری وجود ندارد.
