
جلسه ۴۲۶
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 11 صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۶
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 11 صفر المظفر 1426
جلسه ۴۲۶
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
درست در نظرم نبود که دقیقاً بحث کجا بود ولی اینطور به نظرم رسید که بحث راجع به طروّ اضطرار به معیّن و غیر معیّن قبل از تعلق علم و بعد از تعلق علم بنا بر توضیح و بیان مرحوم کمپانی بود. علیٰکلّحال امروز یک اجمالی میگوییم تا إنشاءالله از جلسۀ بعد بحث مفصل را شروع کنیم.
تا حدودی راجع به این مسئله صحبت شد که اگر اضطرار به امر معیّن تعلق بگیرد منتها قبل از تعلق علم اجمالی باشد [چگونه است]، دو شقّ قبل را مرحوم کمپانی فرمودند که اضطرار تعلق به غیر معیّن قبل از تعلق علم یا بعد از تعلق علم بگیرد که در هردو مورد ایشان قائل به احتیاط شدند ولی در اینجا که اضطرار تعلق به معیّن بگیرد قبل از تعلق علم مثل إنائین مشتبهین أحدهما الدواء و الآخر ماء این مشتبه است بین تنجس إمّا الماء و إمّا الدواء، ولکن شرب دواء لازم است، و این قبل از تعلق علم اجمالی باشد یعنی قبل از اینکه مکلف علم به تنجس أحدهما داشته باشد میبایست شرب این دواء را بکند منتها قبل از اینکه شرب دواء بکند یکدفعه متوجه میشود که یکی از اینها متنجس شده است فرض کنید بچهای آمده دستش نجس بود و به یکی از این دو زد اما انسان نمیداند کدامیک نجس شد ـ شرب دواء قبل از تعلق علم است ـ در اینجا ایشان میفرمایند که شکی نیست در اینکه از آنجا که اضطرار تعلق به معیّن گرفته است یَصیرُ هذا المعیّن محلّلاً و إن کان حراماً واقعیةً.
الاِضطرار تُبیح المحذورات أو تُبیح المحرّمات
چرا این محلّل است؟ چون الاضطرار تُبیح المحذورات أو تبیح المحرّمات؛ وقتی که اضطرار تعلق به یک شیء بگیرد سواءٌ کان حلالاً واقعیاً أو حراماً واقعیاً یُصَیِّرُه حلالاً فرض کنید در مورد مانحنفیه علم اجمالی وجود ندارد واقعاً یک حرام واقعی وجود دارد ولی آن حرام واقعی بهواسطۀ اضطرار از باب اشراف بر هلاکت، حلال شده است مثل اکل میته که در آنجا علم اجمالی نیست یا خمر در آنجایی که انسان مشرف به هلاکت است، در آنجا علم اجمالی نیست.
