
جلسه ۴۳۰
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 23 ربيع الاول 1426
جلسه ۴۳۰
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 23 ربيع الاول 1426
جلسه ۴۳۰
7تفاوت تنجّز و فعلیت
پس معلوم میشود بین تنجّز و فعلیت تفاوت است؛ تنجّز در مقام ثبوتِ ملاك برای مكلف است و فعلیت در مقام الزام است. وقتی كه تكلیف تنجّز پیدا میكند به این معناست كه ملاك و مناط برای تكلیف در عالم اعیان و در عوالم واقع حاصل شده است، همین. اما آیا مكلف ملزم به این است یا نه؟! این منوط به علم است، منوط به عقل است، منوط به شعور و منوط به قدرت است. در بعضی موارد قدرت ندارد مانند حائض که قدرت ندارد ولی شارع او را مكلف به بعد میكند، قضائاً پس الآن تكلیف به صوم برای حائض منتفی نیست بلکه منجّز است ولی فعلیت ندارد؛ فعلیتش بعد رفع العذر است ولی الآن نه!
مثل اینكه فرض بكنید تكلیف الآن در موقع صلاة ظهر تنجّز پیدا میكند ولی یكمرتبه این وجوب صلاة معارض با یك وجوب اهمّ مثل انقاذ غریق میشود در اینجا میگویند که صلاة را به تأخیر بینداز و آنچه كه الآن برای مكلف فعلیت دارد انقاذ غریق است باید غریق را انقاذ بكند بعد از انقاذ آن فعلیت نسبت به مكلف الزام پیدا میكند. پس تكلیف در مقام تنجّز هنوز باقی است.
حالا با توجه به این مقدمه ما باید ببینیم که اگر اضطرار متأخّر از علم اجمالی بشود چه حکمی دارد؟ بنا بر فرمایش مرحوم شیخ كه ایشان میفرمایند: چون اضطرار مؤخّر واقع شده آن علم اجمالی بهواسطۀ علمیت خودش منجّز است یعنی این تكلیف نسبت به طرفین شبهه فعلیت پیدا میكند الاّ اینكه بهواسطۀ اضطرار یكی از طرفین شبهه از تحت علم اجمالی خارج میشود. خب طرف دیگر در الزامِ حاصل از تنجّز علم اجمالی باقی میماند پس نسبت به آن طرف دیگر طبعاً تكلیف الزامآور است. این با این مبنا مخالف است یعنی وقتی كه ما علم اجمالی را موجب فعلیت دانستیم نه موجب تنجّز ...، اگر خمر مشتبه بین إنائین بشود، بهمجرد اشتباه بین إنائین در عالم واقع، تنجّز بر اجتناب آمده است؛ یعنی خمر مشتبه بین إنائین گرچه این یك مسئلهای است كه خود مكلف در حصول این وضعیت و موضوعیتِ برای تكلیف دخیل است چون اشتباه همیشه به مكلف برمیگردد والاّ این دو چیزی كه در خارج هستند هیچوقت باهم اشتباه نمیشوند، اشتباه همیشه به مكلف برمیگردد یعنی مكلف منشأ برای حصول این موضوع در خارج است. در واقع در خارج یا این إناء خمر است یا إناء خمر است ولی اشتباه خمریت مترتب بر این دوتا نیست بلکه مترتب بر مكلف است. در چه وقتی این إنائین مشتبه هستند؟! در وقتی كه مكلف نسبت به آنها نظر بیندازد اگر مكلف نسبت به آنها نظر نیندازد خود نفس اعیان خارجی موجب تحقق موضوع هستند؟!
