
جلسه ۴۳۰
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 23 ربيع الاول 1426
جلسه ۴۳۰
توضیحات:
اصل البرائة ـ بحث احتیاط ـ تنبیهات علی العلم الإجمالی ـ التنبیه الأول ـ 23 ربيع الاول 1426
جلسه ۴۳۰
9علیٰكلّحال اگر اهلفن باشد نسبت به او حكم اباحه فعلیت پیدا میكند ولی قبل از فعلیت، ما دو حكم منجّز نسبت به مكلف داریم. حالا در یك همچنین موقعی شما بیایید وارد این دو غرفه بشوید و بین خمریت و مائیت برای شما شبهه بشود! ببینید اینجا موضوع به شما برگشت یعنی شما شرط در انعقاد موضوع بودید نه اعیان خارجی! این یك مطلبی است كه از آن غفلت كردند یعنی وقتی كه مكلف مواجه میشود، موضوع برای علم اجمالی یا موضوع برای احتیاط یا برائت یا هر چیز دیگر بهواسطۀ مكلف محقق میشود پس اصلاً كاری به اعیان خارجی ندارد بلکه كار به مكلف دارد یعنی حالت نفسانی مكلف، محقق موضوع برای جعل است.
حالا این حالت خودش منجِّز میشود؛ منجِّز برای تكلیف! همینكه امر بین دو إناء در نزد مكلف مشتبه شد همین این شبهه تنجّز تكلیف را برای او میآورد ـ علم اجمالی هم دارد ـ و چون این مرتبۀ تنجّز مساوی با علم است همراه با تنجّز فعلیت هم میآید! نهاینكه فعلیت در اینجا بعد بیاید؛ اول در اینجا تنجّز است بعد فعلیت است بهعكس احكام اوّلیه كه در احكام اوّلیه كه بر موضوعات هست اول تنجّز میآید بعد فعلیت میآید لعلّ اینكه مكلف مغمیٰ علیه باشد لعلّ اینكه مكلف نائم باشد ولی در اینجا اینطور نیست؛ اینطور نیست كه قبل از اینكه مكلف نسبت به دو مورد علم پیدا بكند، در تنجّزش همینكه علم پیدا بكند فعلی بشود. اینطور نیست. چرا؟ بهجهت اینكه همینكه مكلف تردید پیدا میكند یعنی همراه با این تردید علم هم هست، آیا میشود مكلف مردد باشد ولی عالم نباشد؟! نمیشود، پس عالم به چیست؟! تردید به چه برمیگردد؟! تا مكلف عالم به خمر نباشد كه نمیتواند تردید پیدا بكند!
پس همینكه مكلف تردید به خمریت أحدهما پیدا میكند یعنی علم اجمالی برای او فعلیت پیدا كرده است. این فعلیت جلوی آن فعلیتها را میگیرد یعنی آن خطاب اجتنب عن الخمر در مرتبۀ تنجّز در آن غرفه باقی میماند، لا تَجتنب عنالماء در مرتبۀ تنجّز در این غرفه باقی میماند آنچه كه میآید فعلیت پیدا میكند علم اجمالی است كه نسبت به این دوتا تعلق گرفته است.
